دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

صـدات ُ هـرجـا کـ ِه میـرم میـشـنوم . . .

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

@DaNi :::> حموم بودم،مامانم میزنه به در میگم:بله؟ میگه:حمومی؟ میگم:په نه په اینجا لندن هست صدای منو از رادیو بی بی سی میشنوی!!! میگه:در زدم بهت بگم مهمونها اومدن دختراشون هم رفتن تو اتاقت دارن با کامپیوترت کار میکنن، لباس و حوله ات رو هم از پشت در بر میدارم که امشب رو لندن بمونی تا فهم درست جواب دادن رو یاد بگیریاحتمالا آبگرمکن رو هم خاموش کنم!

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

@هسツی 1 دوستت دارم یک عاشقتم یک به فکرتم یک دروغ گفتم

::..میــلـاد..::
::..میــلـاد..::
در دوره

حس ميكنم الان تو فضام

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

ادم از اول داغون نبوده داغونش کردن . . آدم همینطور . . آدم همینطور . . .

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

@Mr.SileNce همیشه یادت باشه یه دونه ای . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید کمال
سید کمال
در دوره

آهای… با توام! تا آخر عمرت مدیونی! به کسی که باعث شدی بعد از تو دیگه عاشــــق هیچکس نشه! میـــــفهمـــی…؟

سید کمال
سید کمال
در دوره

همیشــــ ـــ ـه از آمدن ِ نــ بر سر کلماتــــــ ـــ ـ مـی ترسیــدَم ! نـ داشتن ِ تو ...نـ بودن ِ تو ... نـ ماندن ِ تو ... . . . کــاش اینبــار حداقل دل ِ واژه برایــــ ـــ ـم می سوختـــــ ـــ ـ و خبــری مـی داد از نـ رفتن ِ تـــو ..

سید کمال
سید کمال
در دوره

کــاش میشد همدلی را قابــــ کرد ساکنـــان شهر غم را خوابـــ کرد کـــاش میشد نور چشمان تــــورا جانشیــن ثابتــــ مهتابـــ کـــرد / / /

سید کمال
سید کمال
در دوره

از نوشیــدن ... این قهوه هــــــای تــلخ... خســته کـــه نمـــی شــوم ... هیـــچ... مشتاق تـــر مــی شــوم... گویــی نام تــو... در ته فنـــجان بعدی دیده خواهـــد شـــد!

سید کمال
سید کمال
در دوره

مترسک آنقدر سکوت کردی تا عاقبت کلاغها تو راهم فتح کردند و هیچ فکر نکردی من به چه امید مزرعه دلم را به تو سپردم

سید کمال
سید کمال
در دوره

گاهی دلم میخواد, وقتی بغض میکنم, خدا از آسمان به زمین بیاد, اشک هامو پاک کنه, دستم را بگیره و بگه: اینجا آدما اذیتت میکنن؟!!! بــیـــا بــــــریــــــــم

سید کمال
سید کمال
در دوره

دلــ ــم، یک بـ ـغـ ــل شعــ ــر می خواهد یک مشت آغــ ــوش آبـ ـی آستانت... بـ ــ ــاران بـ ـبـ ــارد، لبـخنــ ـد بــزنــ ـی... نــ ــفــــ ــس بکشم زیــر چــتــ ـر تــــ ــو!!...