دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محفلمون بی ریاست . فقط اگه عشقت پاکه بفرما داخل(خوشومدی عزیز )
هرچی دلت میخواد .هیچ محدودیتی نیست ولی موٌدبانه مرسی #مهربون حواسمون باشه که دلیرو با سخنانمون نشکنیم
#فقط یادمون باشه حرفی که * از دل براید ....به دل بشیند *

جزئیات گروه

شناسه 308
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 7950 پست
عضو 570 کاربر
طرفدار 45 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 31
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 48
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 18

کاربران گروه

(563 کاربر)

مدیران گروه

(6 مدیر)

برچسب‌های کاربری

حرف دل
شناسه‌: 308 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
AMIR NG
225932_429589457076862_1021056709_n.jpg AMIR NG
در حرف دل

چقدر با این جمله موافقید ؟!؟!

AMIR NG
255556_429576430411498_1636094519_n.jpg AMIR NG
در حرف دل

مردان بزرگ بر این باورند که یا راهی خواهند یافت یا راهی خواهند ساخت ...

AMIR NG
292905_415910888468294_1438297078_n.jpg AMIR NG
در حرف دل

آدم باید یکی رو داشته باشه ساعت دو نصفه شب بهش زنگ بزنه بگه دلم گرفته... اونم بگه قربون دلت برم...ما که نداریم.... شما دارید همچین کسی رو...؟؟؟

AMIR NG
AMIR NG
در حرف دل

دیگر برای داشتنش سماجت نمی کنم، پرنده ای که مال من نیست ..... قفس هم برایش بسازم باز هم میرود!!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...
در حرف دل

روزها را به انتظار دیدنت و شب ها به امید دمیدنت ، چشم به راهم ... ای خورشید زندگانی من !

بابک...
بابک...
در حرف دل

بار خدایا! از کوی تو بیرون نرود پای خیالم چه برانی، چه بخوانی، چه به اوجم برسانی، چه به خاکم بکشانی نه من آنم که برنجم، نه تو آنی که برانی

بابک...
بابک...
در حرف دل

لبخند تو خلاصه خوبیهاست لختی بخند خنده گل زیباست پیشانیت تنفس یك صبح است صبحی كه انتهای شب یلداست در چشمت از حضور كبوترها هر لحظه مثل صحن حرم غوغاست رنگین كمان عشق اهورایی از پشت شیشه دل تو پیداست فریاد تو تلاطم یك طوفان آرامشت تلاوت یك دریاست با ما بدون فاصله صحبت كن ای آن كه ارتفاع تو دور ازماست...

بابک...
1347981217503755_large.jpg بابک...
در حرف دل

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود....

بابک...
بابک...
در حرف دل

با هر چه عشق نام تو را می توان نوشت با هر چه رود راه تو را می توان سرود بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه را با دست های روشن تو می توان گشود.

بابک...
بابک...
در حرف دل

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا افتادم و باید بپذیرم که بمیرم یا چشم بپوش از من و از خویش برانم یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی ست من ساخته از خاک کویرم که بمیرم خاموش مکن آتش افروخته ام را بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم

بابک...
بابک...
در حرف دل

دیرگاهی است در این تنهایی رنگ خاموشی در طرح لب است. بانگی از دور مرا می خواند، لیك پاهایم در قیر شب است. رخنه ای نیست در این تاریكی: در و دیوار بهم پیوسته. سایه ای لغزد اگر روی زمین نقش وهمی است ز بندی رسته.

بابک...
بابک...
در حرف دل

در جستجوی عشق ، اما بی چراغم! عشقی نشد یار دلم ، اما چرا غم؟ در برگریز غصه و توفان تردید پیچیده بوی حسرتی در کوچه باغم جای کبوترهای شادی ، بر درختان من میزبان غم خبرهای کلاغم رفتی ، تمام گرمی ات از زندگی رفت از هُرم حزن انگیز این شب گریه ، داغم سرداب دلسردی ، سکوتی مثل مرداب مرگ است شاید آنکه می آید سراغم...

بابک...
بابک...
در حرف دل

سراب رد پای تو كجای جاده پیدا شد كجا دستاتو گم كردم كه پایان من اینجا شد ؟ كجای قصه خوابیدی كه من تو گریه بیدارم كه هر شب هرم دستاتو به آغوشم بدهكارم تو با دلتنگیای من تو با این جاده همدستی تظاهر كن ازم دوری تظاهر می كنم هستی تو آهنگ سكوت تو به دنبال یه تسكینم صدایی تو جهانم نیست فقط تصویر می بینم یه حسی از تو در من هست كه می دونم تو رو دارم واسه برگشتنت هر شب درارو باز میذارم

بابک...
بابک...
در حرف دل

کی تو را خواهم دید؟ با همین چشمان اشک آلود من تشنه التماسم التماست خواهم کرد عاجزانه... که بی تو عجز و ناتوانم... ای تمام توانم هر لحظه نبودت عمریست با سنگین ترین غم غم نبودنت مگر بار غصه غصه نبودنت مرا شادمان کند یعنی... مرا راهیِ آسمان کند.

بابک...
بابک...
در حرف دل

من بودم تو و یک عالمه حرف... و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!! کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی یک آه چقدر وزن دارد...