foad
دل من محکمه ایست
که به من میگوید:
همه را دوست بدار،
به همه خوبی کن،
و اگر بد دیدی،
دل به دریای محبت بزن و بخشش کن
هژیر
من به چشمان پر از مهر تو عادت دارم / به تو و طرز نگاه تو ارادت دارم / عطش حسرت ديدار تو را پايان نيست / اشتياقي است که هر لحظه و ساعت دارم
foad
ما نه آنیم که در بازی تکراری این چرخ فلک
هر که از دیده مان رفت ز خاطر ببریم
یا که چون فصل خزان آمد وگل رفت به خواب
دل به عشق دگری داده ز آنجا برویم
وسعت دیده ما خاک قدمهای تو بود
خاک زیر قدمت را به دو دنیا بخریم . . .
هژیر
بهترين آرزوها را براي آشنايي دارم که باعث شد زيباترين ها را درون قلبم احساس کنم
foad
سکوت و خلوت بغض شبانه
چه دلگیر است بی تو حجم خانه
تو رفتی و دلی دارم که هر دم
برای گـــریــــه می گیرد بهانه . . .
هژیر
عشق را تن پوش جانم ميکني / چتري از گل سايبانم ميکني / اي صداي عشق در جان و تنم / آن سکوت ساده و تنها منم / من پر از اندوه چشمان تو ام / آشناي دل پريشان تو ام / آتش عشق تو در جان منست / عاشقي معناي ايمان منست / کي به آرامي صدايم مي کني / از غم دوري رهايم مي کني / اي که در عشق و صداقت نوبري / کي مرا با خود از اينجا مي بري ؟
foad
انگشت مزن بر دلِ پر حوصلهی ما
بگذار که سربسته بماند، گِلهی ما . . .
هژیر
بيا براي يکبار هم که شده دست به خلاف بزنيم ، من اندوه تو را مي دزدم و تو تنهايي مرا ! اس ام اس
foad
هر چند که باشی عاشقی دل نگران ،
حس می کنم این را که شبی در باران ،
این بازی ِ « تا ابد کنارت هستم » ،
با سوت قطار می پذیرد پایان
هژیر
مينويسم نامه و روزي از اينجا ميروم / با خيال او ولي تنهاي تنها ميروم / در جوابم شايد او حتي نگويد کيستي / شايد او حتي بگويد لايق من نيستي / مينويسم من که عمري با خيالت زيستم / گاهي از من ياد کن ، حالا که ديگر نيستم
هژیر
بيستون کندن فرهاد نه کاري ست شگفت / شور شيرين به سر هرکه فتد ، کوه کن است
هژیر
خاطره تنها مدرکي است که فراموشي را محکوم مي کند ، پس بمان در خاطرم
هژیر
در خلوت من جز تو کسي راه ندارد / رخسار فريباي تو را ماه ندارد / غمنامه ي من غصه ي چشمان تو باشد / غير از تو دلم دلبر دلخواه ندارد
هژیر
تک لحظه هاي زندگي همپاي خاطرات توست / خونه ي قلبم کوچيکه ، اما همش به ياد توست
هژیر
گستاخي خيالم را ببخش که حتي لحظه اي يادت را رها نميکند ! اس ام اس