˙·٠•●✿ ghazal ✿●•٠·˙
زندگی یک پازل است٬
جورچین را آهسته و آرام میچینم .
قطعه ی نگاه آسمان خالیست
و نیز ردّپای .... .
باران بهانه بود ٬
ادامه ی راه را میخواهم
و یا شاید سایه ی چتر تو
که بر چشمانم قطره قطره ببارد ...
مرا به رسم عشق مذهبان
از خیال صامت لحظه ها عبور بده
بگذار ترانه ی امروزم
برای تمام ساده گی های ساده ات
سرائیده شود .
راستی٬
مرز بودن ما را میتوان " فردا " نامید ؟!
sahel
اگر در خواب می دیدم غم روز جدایی را به دل هرگز نمی دادم خیال اشنایی را
zartosht
...گریه هایم بیصداست ...عشق من بی انتهاست ...
zartosht
...هنوز هم دست نیازم بسویت دراز است ... صدایم کن ...
علی بی غم
دستهایت؛ تنها بالشی است که وقتی سر بر او دارم کابوس نمیبینم
˙·٠•●✿ ghazal ✿●•٠·˙
هیچ وقت درد رو نفهمیدم وقتی به اسم درد میرسیدم دورشو خط می کشیدم، خط خط خط خط خط خطی می کردم، اکنون می نویسم درد و با صدای بلند فریادش می زنم درد ، درد، درد، درد،
˙·٠•●✿ ghazal ✿●•٠·˙
ای کاش گریه نمی کردم، کاش من بانی این که تو رو به اون بر گردونم نبودم، راضم رو فهمیدی دیگه راضی بین ما نمونده، کاش دردو دلامو میشد پاک کرد، میشد ننوشت، کاش یکی منو می فهمید کاش می فهمید، کاش ................. کاش درکم میکرد ، کاش می فهمید من چه حسی دارم، کاش ای کاش ای کاش ، ای کاش.....
علی بی غم
یاد دارم در هوای سرد سرد... میگذشت از کوچه ی ما دوره گرد...داد میزد کهنه قالی میخرم...دست دوم جنس عالی میخرم...کاسه و ظرف صفالی میخرم...اشک در چشمان بابا حلقه زد...عاقبت بغضش شکست...اول ماه است و نان در سفره نیست... ای خدا شکرت ولی این زندگیست!...بوی نان تازه هوشش برده بود...اتفاقا مادرم هم روزه بود...خواهرم بی روسری بیرون دوید...گفت آقا سفره خالی میخرید؟؟!!.
علی بی غم
بـــه دســتــــ ـــهــایــتـــــــ ایــمــــان دارم غـصــه هــای مـن در آنـــ ـــها آبـــ مــی شــونـــد.
ܔܜܔ hadisha ܔܜܔ
توسط موبایل در
بروبکس توییت
سلام به بچه های نازنین توئیت
Roham
سلام ..........................بهت میگم عاشقه چشاتم .......همینو بس