ترانه خاموش
در خیالم قدم میزنی .. و سکوت می شوم .. سکوتی! سرشار از ناگفته های شاملو .. وتو چه عاشقانه، سکوتم را مرهمی ...
ترانه خاموش
شک ندارم به چشمان تو .. چشمان تو! عشق را نجوا می کند .. در سکوتی که شیوه ی توست ...
ترانه خاموش
پروانه، معنای نگاه توست .. امضای رنگینی .. بر آستین صبح....
ترانه خاموش
رفتي، تنها منم به جاي تعجب .. بغض مي كنم قرار ما اين بود .. اگر دوباره برگردي .. تمام شعرهاي عاشقانه ام را، براي تو بنويسم .. وگرنه، چه مي تواند باشد عشق، جز اين كه بنويسم «ميروي گريه مي آيد مرا، اندكي بنشين كه باران بگذرد» ...
ترانه خاموش
امان از درهایی که همیشه صدای رفتن میدهند .. کاش ساکت و صبور بودند... مثل پنجرهها ...
ترانه خاموش
"دوستت دارم " بر زبان آمد چه عبارت سهمگینی! و خدا می داند چه روزهای خوبی بعد این عبارت نشست توی تقویم آدمها .. و چند رز سرخ از شاخه ها چیده شد! چه زنگ هایی که موسیقی متن شروع حرفهای خصوصی شد! ...
ترانه خاموش
عزيز دلم .. دير زمانى ست كه خبرى از تو نيست .. بگذار برايت بگويم حال گلدان ها خوب است .. هر روز آب شان ميدهم .. چيده امشان بر پله ها .. تا وقتِ آمدن ت به استقبال ت برخيزند.. راستى كى ميآيى؟ تا حالِ دلم هم با تو گوپم ... دلم برای تو تنگ است زودتر بیا! .....
ترانه خاموش
برای گلهای باغچه نگرانم، نگران روزی که تو دوباره بخندی .. زنبورها پروانهها راهشان را گم کنند .. و زمین تعادلش را از دست بدهد ....
ترانه خاموش
نبودی .. جای خالی ات را قدم زدم .. در خلوت اتاق .. آنقدر که خنده هایت چشم ها یم را شستند .. سفید .. اکنون که دست می کشم به دیوار ، تویی میز، صندلی، درخت های پشت پنجره تویی...
ترانه خاموش
نبودی .. جای خالی ات را شعر پاشیدم .. زیر درخت های حیاط خانه .. پرندگان نوک زدند و پر کشیدند .. با مرثیه ای در گلویشان! ....
ترانه خاموش
آنقدر صبورانه دوستت دارم و زیر درگاه خانه ات نشسته ام و چشم انتظار چرخش چشمانت شده ام که نسیم هم حسودی می کرد تو همیشه جلو چشمانم هستی خیلی نزدیک ....
زهره
بانو! .... سفرت به سلامت...برگشتی رخت نو به تن کن...بشناس ،دوباره و از نو ،مـــــــرد زندگیت را!
زهره
یک ...دو...سه...عکاس باشی ،قاب کن این لحظه را که او بر صندلی لـــهستانی تکیه زده و من سر بر زانو هایش نشسته ام!