مـهـرنـوش
تو پادگان چشمات رژه رفتم، بی معرفت سهم من از عشقت کلاغ پر نبود
مـهـرنـوش
وفا را از ماهی ها بیاموز که وقتی از آب درمیان میمیرن، نه از زنبورها که وقتی از گلی خسته میشن میرن سراغ یه گل دیگه
مـهـرنـوش
نظامی ترین جمله ی عاشقانه: تو اردوگاه قلبت منم یه اسیرجنگی، تو منو شکنجه میدی توی این قلعه سنگی
مـهـرنـوش
نزار که از سکوت تو پرپر بشن ترانه ها، دوباره من بمونم و خاکستر پروانه ها، چیزی بگو اما نگو از مرگ یاد و خاطره، کابوس رفتنت بگو از لحظه های من بره
مـهـرنـوش
میخوام بگم دوست دارم سه جوری / عاشقتم دیوونتم یه جوری / عشق منی جون منی که دوری / چطور بگم I LOVE YOU چه جوری
مـهـرنـوش
بی جهت نیست که در کنج دلم جای داری / خوشگلی، بانمکی و چشم زیبا داری
نوید شایسته
عضنفر ميخواد به دختره تيكه بندازه ميگه در قلب مني هرگز
مـهـرنـوش
تقديم به تو که : يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است
مـهـرنـوش
عشق اين است که تو با صداي من سخن بگويي و با چشمان من ببيني و هستي را با انگشتان من کشف کني ( چقدر عاشق داریم توی این دنیای خودخواه !! )
مـهـرنـوش
هي فلاني مي داني ؟ مي گويند رسم زندگي چنين است... مي آيند.... مي مانند.... عادت مي دهند.... ومي روند. وتو در خود مي ماني و تو تنها مي ماني راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟.... مثل همه فلاني ها....؟
مـهـرنـوش
صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا نشسته ام تا شايد صدايم كني صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني
مـهـرنـوش
باران را دوست دارم ، چون بی هیچ چشم داشتی به زمین می آید. این فاصله را با تمام عشق طی می کند تا به ما اهالی خاک نوید تازگی و آبادانی بدهد.
مـهـرنـوش
اگر برگ درخت در پاییز نمی افتاد، جایی برای روئیدن برگ های بهاری پیدا نمی شد.
مـهـرنـوش
آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی ماه است که او را پایبند می کند