دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بفرمایین تیمارستان :D

جزئیات گروه

شناسه 80
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع سرگرمی و تفریح
ارسال 1071 پست
عضو 480 کاربر
طرفدار 23 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 43
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 159
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 100

کاربران گروه

(474 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دیوونه خونه
شناسه‌: 80 · سرگرمی و تفریح
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
حُـجَّتـــ
حُـجَّتـــ

رو نوشت گلشیفته :::: این یه ماه باقی مونده تا اسکار رو میشه خواهش کنم مراعات کنین ؟ هر کی میخواد لخت شه , بذاره اونوره عید ؟(شیخ حجی)

حُـجَّتـــ
حُـجَّتـــ

خطاب به شوپیت اعظم @یـ ـک آدمـ ـ دنبالر جهت پیوستن به شیوخ ::: فِــرست پست >>> شما @یـ ـک آدمـ ـ نمی دانیـــــد در زمان های نه خیلی دور بسی کلاس داشت ، اختصاص فِــرست پست به کتاب مقدس فرشاد الحکایت ! لیکن اکنون این کار خز شده است و کننده ی این کار خزی ! و یک جورهایی بی ثباتی و سست عنصری فردِ کننده را نشان می دهد! پس نا گزیر سکوت کنید وو دادار دودور نکنید و از خود بابی ایجاد نکنید مگر با اجازه دو شیخ ..... !!!(فرشاد @فرشاد الحکایات ، باب حجی ، فصل شیوخ تازه وارد )

فرشاد
فرشاد

اینقده بدم میاد از اینایی که فیزیک و هندسه تحلیلی و گسسته و ... رو تو پیش دانشگاهی 20 میگیرن ، اینقده ادم حالش بد میشه ، اه اه چندش ...... @فوژان

این ارسال را بازنشر کرده است.
setare
setare

روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند آنها تصمیم گرفتند تا قایم باشک بازی کنند. انیشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت. او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد. همه پنهان شدند الا نیوتون ... نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد، دقیقا در مقابل انیشتین. انیشتین شمرد 97, 98, 99..100… او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده. انیشتین فریاد زد نیوتون بیرون( سک سک) نیوتون بیرون( سک سک) نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم. او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم !!! ... تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست ... . . . . . . . . . . نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام ... که من رو،نیوتون بر متر مربع میکنه ......... و از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر "یک پاسکال" می باشد بنابراین من "پاسکالم" پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال سک سک) !!!

مینا
مینا

شاعر میگه: به جونه هرچی دیوونه س..دلم دیوونه خونه س

حُـجَّتـــ
حُـجَّتـــ

ای کسانی که از سرعت نت نالان هستین بهتر است این خاطرات رو یادتون بیارم ! ،، یادش بخیر! یه زمان کارت اینترنت می خریدیم مثلا 10 ساعته خیلی بود! سرعت که می رسید به 44 kb/ps از ذوق خفه میشدیم! بعدا نوشت: الان دقیقا توی قسمت یادش بخیر قرار دارم! با همون سرعت تخیلی! و دارم به این فک می کنم که آخی! یه زمان تو خونمون با ٢۵۶ می رفتیم! غر هم میزدیم!

حُـجَّتـــ
حُـجَّتـــ

به نظرتون ..... اگه یه روزی بخوایم واسه دهه هشتادی یا نودی ها خاطره تعریف کنیم... بگیم یه زمان کامپیوترا خیلی هنگ می کردن٬ بگیم ویندوز ۹۸ بود٬ Me بود٬،XP بود ، فلاپی بود٬ دایال آپ بود٬ بگیم گیگ خیلی واحد زیادی بود!! چی بگیم بهشون ! ؟

الهه
الهه

شبا که ما بیداریم آقا پلیسه می خوابه...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حُـجَّتـــ
حُـجَّتـــ

استادا خیلی می خوان باحال بازی در بیارن نگن اُپن بوک امتحان می گیرن! راس می گن٬ بساط اینترنت فراهم کنن آنلاین جوابا رو پیدا می کنیم !‌ والا ! حالا ۱۰۰ تا کتاب ببر سر جلسه ! به درد نمی خوره که !

حُـجَّتـــ
حُـجَّتـــ

واقعا برام همیشه سوال بوده که حضرت نوح پیش خودش چی فکر می کرده که از سوسک و مگس و پشه هم یه جفت گذاشته تو کشتیش؟؟ ما رو گرفتار کرده دیگه یه عمره....! اه!!!

حُـجَّتـــ
حُـجَّتـــ

شما یادتون نمیاد اون زمان Sims به زور نصب می کردیم٬ ۴ تا سی دی بود! همیشه سر سی دی سوم ارور میداد! شما یادتون نمیاد سرعت کامپیوترمون پایین بود...هی بازی قطع و وصل میشد کامپیوترمون هنگ می کرد... شما یادتون نمیاد... بازی می کردیم٬ مرد خونه رو می فرستادیم سر کار٬ دو شیفت! واسه اینکه تو خونه ش یه LCD داشته باشه! می مرد! میشد کوزه... کوزه رو می فروختیم٬ ۱ دلار مثلا! که پولامونو جمع کنیم٬ بچهه دق می کرد٬ دولت می بردش! واسه زنه دوباره شوهر درست می کردیم! که پولدار شیم! آرزومون بودن اون خونه ویلاییه بالای صفحه رو بخریم..که استخرم داشت! آره...شما یادتون نمیاد! یه کدی پیدا کردیم٬ کنترل و شیفت و سی رو می گرفتیم ۱۰ ۱۱ تا حرف رو می زدیم٬پولدار می شدیم... آره...یادتون نمیاد...ریدیم تو بازی..پولدار شدیم٬ خونه بزرگه رو خریدیم٬بازسازیشم کردیم...یه عالمه تجهیزات واسه خونه خریدیم...دیگه شوهر نکشتیم... شما یادتون نمیاد! از وقتی پولدار شدیم..دیگه دل و دماغ بازی نداشتیم!

حُـجَّتـــ
حُـجَّتـــ

مایی که درین فضای مجازی ِ 90 درصد فیـ....لتر شده ، با ای دی اس ال[اسماً البته] تردد میکنیم، تا لـُود شدن صفحه بقول گارسـیا یه چرتی میزنیم تازه وقتی و..ی پ..ی ان ُ هم براه میاریم، وقتِ رسیدن به همه ی کارهای روزمره ـمون ُ پیدا میکنیم ! و وقتی برمیگردیم هنوز نوشته،صفحه در حال بارگذاریست!!! و بماند که عکس ها!!! خوب لُود نمیشه و جون آدم بالا میاد واسه دی ال نمودن چیزی، اون دایال آپی ها دیگه خب خدا صبر بده بهتون واااقعــــاً ! +چند شب پیش [لینک] اخبار تی وی ایران میگف کشتی برخورد کرده با کابل اینترنت، قطعی ها واسه اونه،اونم دو بار !!!! + سوانح دیگری که کابل ها درگیرش شدن احتمالا !!! + احتمالاً یکی از همین روزها با یه سبد گل میرم خدمات شـ.اتل و ازشون سپاسگذاری میکنم واسه اینکه دست در دست هم دادن به مهر اعصاب مارا دادن به فـ..ا............... (فرشاد @فرشاد الحکایات ، باب حجی ،فصل صابرین صفحه خیلی )

حُـجَّتـــ
حُـجَّتـــ

در تفســــیر کتاب جامع فرشاد @فرشاد الحکایات آمده ای "پسرکان فنی" بدانید و اگاه باشید، دختران وعده داده شده در بهشت برین، بی شک ، "دختران فنی" اند!! حالا هی شما بروید دانشگاه های علوم پزشکی را متر کنید !! (فرشاد الحکایات ، باب تفسیر موضوعی ، فصل شیخ حجی )

فرشاد
فرشاد

من باب تحلیل گروه بازی با کلمات شیخ فرشاد ابن پی اچ پی کمی کنج و کاو کردندی و فرضیاتی محصول نمودندی که مشروحات مذیل می اطلاعند ، من باب گروه جمیعی علافیون من الدنبالر حضور دارند که مراتب بیکاری را به حد اعلا رسانده اند لذا شیخ دانا به این علم نیست ایا کلامات از معنای واقعی خویش مدوور میشوند یا نه کلامات جان دارند و کاربرانی که کلامات را به احضار فرا میخوانند مقصود را در بازی کردن با ان کلمات نظایر اب بازی ، خاله بازی و سایر میدانند ، لذا شیخ اندر کف این قضیه با مریدان مکفوف شد (فرشاد الحکایات ، باب گروه ها ، فصل بازی با کلمات)

این ارسال را بازنشر کرده است.
حُـجَّتـــ
حُـجَّتـــ

اگه همین الان زلزله بیاد ! تو همین حالتی که من نشستم اینجا کمترین اتفاقی که میفته برام با 2 ریشتر اولش اینه که دسته ء تردمیل از این گوشم میره , از اون گوشم در میاد انگشتای پامم لای پره های شوفاژه و قطعاً قلم میشه تردمیله که دسته ش قرار بود بره تو گوشم و سرم رو تکیه دادم بهش باز میشه بر اثر تکانهای شدید و تالاپ میخوره تو سرم ! در یک پکیج استثنائی هم قطع نخاع میشم به امید خدا ؛ هم ضربه مغزی خب ! طبیعتاً برق هم میگیرتم ! این که یه چیزه پر واضحیه بعد دوحالت داره الان یعنی یا باید این پوزیشنی که هستمو عوض کنم ! یا به افقهای روشن نگاه کنم و امیدوار باشم که تا من این حال , اینجا نشستم , زلزله نیاد