❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بعضي حرفا رو نمي شه گفت،بايد خورد!! ولي بعضي حرفارو،نه ميشه گفت،نه مي شه خورد! مي مونه سردل! ميشه دلتنگي! ميشه بغض! ... ميشه سكوت! ميشه همون وقتايي كه خودتم نمي دوني چه مرگته
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چه خوش خیال است!! چه میخندد،چه ژستی گرفته!! چه بی ادب است،انگارکینه ی از من دارد!! فــــــــــــــــــــــــ ــاصـــــــــــــــــــــ ــلــــــــــــــــــــــ ـه را میگویم!! به خیالش تو را از من دور کرده،به خیالش وسط ما دوتا قرار گرفته،چه خوش خیال است نمیداند تو جایت خیلی گرمو راحت و امن است. آری جای تو اینجا در قلب من است وکسی نمیتواند جای تو را بگیرد.هیچکس. اینو که تو میدانی.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر کاری که میکنی٬ هوشمندانه باشد٬ هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نوش جونم که همش دلتنگم نگران من نباش اگه گریه داره این اهنگم نگران من نباش اگه عمرم داره از کف میره نگران من نباش اگه هر شب نفسم میگیره نگران من نگران من نگران من نباش
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کاش که میشد با دلم میساختی تو همنوز دل منو نشناختی کاش مثل گذشته عاشق بودی کاش که اون ادم سابق بودی برو خوش باش برو شیرینم من به اینده تو خوش بینم برو که الهی خوشبخت بشی مثل من درد جدایی نکشی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رو دنده حسادتا زندگی رو میگذرونن عادت دارن به بد دلی نمی تونن خوب بمونن قصه روزگار اینه، به هیچ کسی وفا نکن روی دلای آدما هرگز حسابی وا نکن
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تو قتلگاه آرزو عاشق کشی زرنگیه شیطونک مغزای ما دلداده دورنگیه دلخوشی های الکی، وعده های دروغکی عشقاشونم خلاصه شد، تو یک نگاه دزدکی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به دفترخاطراتم پناه میبرم تا سردترین لحظات زندگیم را در گور سرد خاطراتم دفن کنم. امشب میخواهم از دلی بگویم که دیگرهیچ نقطه ای برای آغاز را نخواهد دید و کرشمه ی هیچ نگاهی تارهایش را به لرزه در نخواهد آورد.امشب به خاطر سرآمد شومم سیاه پوش شده تمام هستی امشب تمام ستارگان و سیارات سوگواری خود را با من سر میدهند امشب دیگر هیچ آوازی برایم آرام بخش نیست.دیگر حتی امشب رمق بیداری هم از دست رفته است و من درخت خاطراتت را از بیخ و بن ریشه کنان بر زمین سرد بی احساس میکوبم تیر عشقت را آنچنان بیرون خواهم کشید که یا خواهم مرد و یا آسوده خاطر خواهم شد.هر وقت خواستی با دسته گلی از نفرت بر گور سرد عشقی که داشتی بیا و نفرین وار ناسزایش بگو.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلم برای کسی تنگ است که اینجا میآید ودست نوشتههایم را میخواند . کسی که تنها ردپایش یک " غریبه ........" است و بس. کسی که او را "....................." مینامم. دلم برای او تنگ است که خدا به اندازه وسعتِ چشمهای دریائیش باران میبارد. برای او که دستهایم در دستهایش جوانه زد. برای او که عشق را به من بخشید .
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
من يه پرندم ... آرزو دارم ...


14 سال و 4 ماه و 9 ساعت و 19 دقيقه قبل
14 سال و 4 ماه و 5 ساعت و 26 دقيقه قبل