دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
در میکده

نــفــســام تــو یــه گــلــوم خــشــکــیــد ......

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
15_09_2009_0494446001253007116_metin-demiralay.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄
در میکده

بــه ایــن عــقــربــه هایــه کــه دســتــاشــونــو بــرام میــدن ....

سـارا صـدفی
سـارا صـدفی
در میکده

چنین چرخید سیب سرنوشت و ....مرا اخراج کردی از بهشت و .......شب خوش

سـارا صـدفی
سـارا صـدفی
در میکده

ما سایه کدام فرهادیم ..... که زندگی ..... تیشه‌اش را از روی گلویمان بر نمی‌دارد ..... آی ! این جا که زخم گذاشته‌ای ..... بیستون نیست .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

غنچه از خواب پرید ، و گلی تازه به دنیا آمد خار خندید و به گل گفت : سلام و جوابی نشنید خار رنجید ولی هیچ نگفت ساعتی چند گذشت ، گل چه زیبا شده بود دست بی رحمی آمد نزدیک ... گل سراسیمه ز وحشت افسرد لیک آن خار در آن دست خزید و گل از مرگ رهید صبح فردا که رسید خار با شبنمی از خواب پرید گل صمیمانه به او گفت : سلام

سـارا صـدفی
سـارا صـدفی
در میکده

شب ...سکوت ....و طوفان ِ خیال‌ت ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

مي تونم با تو باشم ، اما سخته روزگار .... منو اين خاطره ها ، مونديم از تو يادگار /// ميشه آسمون نرفت ، دستاي تو رو گرفت .... ميشه با ترانه ها ، دلخوشي هاتو نوشت /// من ُ تو مثل ِ هميم… شايدم رهگذريم ... پي ِ اشکاي سياه ، با صداقت بگذريم /// ميشه از رسم ِ جفا… هم بسازيم من ُ ما .... ميشه از نور ِ خدا… دل بسازيم ُ دعــــا /// ميشه از نور ِ خدا… رَد بشيم از ناخدا .... تا نشه گُلاي مريم از روي شاخه جدا /// پله پله تا خدا… ميشه با ستاره ها .... جوون گرفت با يه صدا ، با همين نشانه ها /// ميشه کوچ کرد به هوا ، به صداي سبز آب ... ميشه از قفس پريد ، مثل ِ رويا توي خواب... //// ........

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

باز باران، با ترانه ميخورد بر بام خانه. خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل ديوانه ات کو؟ روزهاي کودکي کو؟ فصل خوب سادگي کو؟ يادت آيد روز باران؟ گردش يک روز ديرين؟ پس چه شد ديگر، کجا رفت؟ خاطرات خوب و رنگين. در پس آن کوي بن بست… در دل تو، آرزو هاست. کودک خوشحال ديروز، غرق در غمهاي امروز. ياد باران رفته از ياد، آرزوها رفته بر باد. باز باران، باز باران ميخورد بر بام خانه بي ترانه بي بهانه شايدم، گم کرده خانه

این ارسال را بازنشر کرده است.
رهـــــــــــ ـا
رهـــــــــــ ـا
در میکده

ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ ﺍﺯ ﯾﻪ ﻣﻨﺒﻊ ﻣﻮﺛﻖ ﺷﻨﯿﺪﻡ .... . . . . . . . . . . . ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﻓﻖ ﮔﺸﺖ ﺍﺭﺷﺎﺩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺼﺪ ﻣﺤﻮ ﺷﺪﻥ ﺩﺍﺭﻥ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺩﺍﺭﻡ ﺣﺠﺎﺑﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﮐﻨﻦ خخخخخخخخخخخخخ

سـارا صـدفی
سـارا صـدفی
در میکده

سراغ مرا از خودم نگیر... از دست ....دادم‌ش ... ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
رهـــــــــــ ـا
رهـــــــــــ ـا
در میکده

یکی از فانتزیام اینه که چنتا آدم گردن کلفت اجیر کنم نزدیک افق تا هرکی خواست اون اطراف محو بشه بزنن دهنشو … ! انگار محو شدن تو افق بچه بازیه ؛ زرت و زورت میرن افق محو میشن !!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

سکوت می کنم ، به احترام قلبی که گم شد و در حسرت یک نگاه تو مرد . . .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

سکوتم را نکن باور . . . من آن آرامش سنگین پیش از قهر طوفانم . . . من آن خرمن ، من آن انبار باروتم که با آواز یک کبریت آتش می شوم یکسر . . .

سـارا صـدفی
سـارا صـدفی
در میکده

ماهیگیر دلش سوخت... این بار ماهی بود که از تنهایی قلاب را رها نمیکرد...

سـارا صـدفی
سـارا صـدفی
در میکده

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست..... که هرچه برسر ما میرود ارادت اوست