... UnKnoWn ...
به کوریه چشم همه یه روز در شلوغ ترین نقطه ی شهر دیوانه وار میبوسمت ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
لیز خوردن بهانه است تا دست هایی رو که دوست داری محکم بگیری
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مردي نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که در دل داشت براي دكتر تعريف كرد . دکتر گفت به فلان سیرک برو . آنجا دلقکی هست ، اینقدر می خنداندت تا غمت یادت برود . مرد لبخند تلخی زد و گفت من همان دلقکم
maryam
زخم هایت را قاب می کنم ....می گذارم روی ایوان دلم ....درد دارد ....،میدانم برادرم،...میدانم خواهرم ....می دانم ماندن زیر آواری از غم ....درد دارد... فدای قطره اشک هایتان ...فدای بی افطار رفتنتان.....
رهـــــــــــ ـا
متاسفم برای هم میهنای آذریم ... دلم خیلی گرفته...دلم پر از درده وقتی می بینم سوریه و لبنان و فلسطین مهمتر از جون هم میهنامه..متاسفم وقتی می بینم تلویزیونی که سال به دوازده ماه درحال نشون دادن نوحه و مرثیه و عزاداریه درست شبی که این حادثه دردناک خنده رو از لبهای خیلی ها گرفت، "خنده بازار" پخش می کنه دلم به درد میاد چون همه لحظه های پر تب و تاب زلزله رو توی زلزله سال 69 شمال تجربه کردم ... می فهمم که یه خواب پر استرس توی کوچه و حیاط و با لباس کامل و آماده باش یعنی چی ... می فهمم که گریه بچه ای که دنبال آغوش گرم مادرشه یعنی چی ... همه ما می فهمیم..همه مون مادریم، پدریم، انسانیم...این آخری از همه مهم تره ... انسان باشی و بی تفاوت رد شی از کنار درد و بی خانمانی هموطنت؟
sefidpoosh
گر صبر کنی ، زیر پات علف سبز می شه....
رهـــــــــــ ـا
یک شهر به زیر خاک مدفون شده بود یک جمجمه از زمین بیرون شده بود از بسکه جنازه در پتو پیچیدند … حتی جگر پلنگها خون شده بود
رهـــــــــــ ـا
سلام هموطن,! اینجا اذربایجان است, سر ایران.. یک عمر جک گفتی سکوت کردم,….. گفتی حرفی نزدم دایی و ساعی شادی را به خانه هایتان اوردند …ولی باز گفتی و گفتی گفتی.. هموطن! اینبار نه از جنگ خبر است نه از چیز دیگری! خانه ام ویران شده,پدر و مادر و خواهرو برادرم زیر اوارند.. کمکم کن…کمکم کن…
maryam
حضور امدادگران آلمانی در منطقه زلزله زده آذربایجان.... Deutsch Helfer im Erdbebengebiet von Ost-Aserbaidschan Iran