P A R $ A
شايد اگر جاي تو بودم ؛ کمي، فقط کمي براي مرگ تدريجي نيلوفرهاي خاطره اشک مي ريختم ، شايد اگر جاي تو بودم ؛ طاقت ديدن چشم هاي خيره و خسته ات را نداشتم، شايد اگر جاي تو بودم؛ بلور بغضم را با تلنگري آسان مي شکستم تا بداني، تا بداني که چقدر دوستت دارم... .
P A R $ A
اين بار به ديدنت آمده ام ، برايت گلاب آورده ام ، دستهايم تنها سنگ سردِ خانه ات را احساس مي کنند اما بدان ياس هاي سپيد احساسمان هنوز گرم گرم اند
P A R $ A
شکسته تموم بال و پر من
مرده تموم خيال و باور من
اين سکوت سرد و مبهم
شده تنها يادگار همسفر من
قصه ي من از کجا شروع شد
مردن چرا هميشه شد سهم آخر من
P A R $ A
دلم نمياد که بگم به خاطر دلم بمون اما بدون با رفتنت از تن خستم ميره جون بمون براي کوچهاي که بي تو لبريزه غمه ابري تر از آسمونش ابراي چشماي منه بمون واسه خونهاي که محتاج عطر تن توست بمون واسه پنجره اي که عاشق ديدن توست!
aynor
اگه تو دوسَم نداشتی.....از دلم خبر نداشتی.........
P A R $ A
اگر ميخواستم مجازاتت کنم از تو مي خواستم به اندازه اي که تو رو دوست دارم مرا دوست داشته باشي
aynor
خیلی ممنون..ولی من هیچوقت ازت نمیگذرم............
P A R $ A
خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت
aynor
وجودم....گرمیِِ نگاتُ کم داره...........
P A R $ A
سيب سرخي رابه من بخشيد و رفت ، عاقبت برعشق من خنديد ورفت ، اشك درچشمان سردم حلقه زد ، بي مروت گريه ام راديد و رفت
aynor
جایِ پات مونده رویِ قلبم.........
P A R $ A
مي بخشمت بخاطر تمام خنده هايي که از صورتم گرفتي...بخاطر تمام خنده هايي که به صورتم نشاندي نمي بخشمت به خاطر دلي که برايم شکستي...بخاطر احساسي که برايم پرپر کردي...نمي بخشمت بخاطر زخمي که بر وجودم نشاندي...بخاطر نمکي که بر زخمم گذاشتي...و مي بخشمت بخاطر عشقي که بر قلبم حک کردي
P A R $ A
در غرور اشک من هميشه ياد تو بود در سکوت سينه فرياد تو بود
P A R $ A
اي بسته به تارو پودم من لايق عشق تو نبودم عشقي که نهفته در دلم بود در راه محبت تو کم بود
aynor
میرفت ُ آتش به دلم...میزد..."نگاهش"