دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

تو مرا دیدی و دانسته تغافل کردی / خوب کردی که تو را خوب تماشا کردم

Ali Derakhshan
Ali Derakhshan
در مشاعره

در دل هوسی هست دريغا نفسی نيست / ما را نفسی نيست كه در دل هوسی نيست

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

رندی آموز و کرم کن که نه چندین هنر است / حَیَوانی که ننوشد می و انسان نشود

Ali Derakhshan
Ali Derakhshan
در مشاعره

دانه بهتر در زمين نرم بالا می كشد / سرفرازی بيشتر چون خاكساری بيشتر

باران بهاری
امام حسن 4.jpg باران بهاری
در مشاعره

نا اهلم و سزای کرامت نیَم ؛ ولی / نا اهل و اهل پیش کریمان برابرند

این ارسال را بازنشر کرده است.
Ali Derakhshan
Ali Derakhshan
در مشاعره

با خدا باش و پادشاهی کن / بی خدا باش و هر چه خواهی کن

محمّدحسین
محمّدحسین
در مشاعره

یک ساعتم از آن لب میگون شکیب نیست * سرمست را شکیب کجا باشد از شراب؟

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال
در مشاعره

امان که کار من ای شوخ زار کردی و رفتی **** به شوخی آمدی و کار زار کردی و رفتی .......

الينا
الينا
در مشاعره

وادي پيموده را از سر گرفتن مشكل است / چون زليخا عشق مي ترسم جوان سازد مرا

mahmoud
mahmoud
در مشاعره

مي كُشد غيرت مرا گر ديگري آهي كشد *&* زان كه مي ترسم كه از عشق تو باشد ، آه او

Ali Derakhshan
Ali Derakhshan
در مشاعره

دلی كز معرفت نور و صفا ديد / به هر چيزی كه ديد اول خدا ديد

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال
در مشاعره

یار کو رفته به قهر از سر ما ، هم ز سر مهر **** شرط یاری که به پرسیدن یار آمده باشد ...........

احمد رضا
احمد رضا
در مشاعره

ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی،چــه کنم که هست اینها گـل باغ آشــــنایی

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال
در مشاعره

یاد آن چشم تو برد رنج خمارم کم و بیش **** که کم و بیش همان جام شراب است هنوز ...........

احمد رضا
احمد رضا
در مشاعره

ز کوی یار می آید نسیم باد نورورزی // ازین باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی