دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
mahmoud
mahmoud
در مشاعره

هواي ديده طوفاني، دلم درياي محنتها // گهي مي بارد اين ابر و گهي مي غرد اين دريا

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

در نگیرد صحبت آیینه با آب روان / بر سکندر زندگی از آب حیوان شد سیاه

mahmoud
mahmoud
در مشاعره

دلم محراب زیبایی چو ابروی تو میخواهد // بهانه كرده و تنها ،گل روی تو میخواهد

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

یوسف شد از گواه لباسی عزیزتر / تهمت حریف دامن عصمت نمی شود

این ارسال را بازنشر کرده است.
mahmoud
mahmoud
در مشاعره

در تیره شب هجر تو جانم به لب امد // وقت است که همچون مه تابان به در ایی

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

یک شب نمی رود که دل از جا نمی رود / آهم به سیر عالم بالا نمی رود

این ارسال را بازنشر کرده است.
mahmoud
mahmoud
در مشاعره

تو قیامت را قیامت می کنی // بر امامان هم امامت می کنی

·ï¡÷¡ï· M@h$a ·ï¡÷¡ï·
·ï¡÷¡ï· M@h$a ·ï¡÷¡ï·
در مشاعره

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی // این ره که تو میروی به ترکستان است

mahmoud
mahmoud
در مشاعره

آسمان همت خداوندی که همچون آسمان // همتش بر طول و عرض آفرینش غالبست

elysiume
elysiume
در مشاعره

تو شادی کن ز شمس الدین تبریزی و از عشقش که از عشقش صفا یابی و از لطفش حمایت‌ها

mahmoud
mahmoud
در مشاعره

شنیده ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت .......... فـراق یـار نه آن میکند که بتوان گفت

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

دل را چو و خنک کن به سایه ای / یکبارگی چو بی ثمر مباش

mahmoud
mahmoud
در مشاعره

شکر ايزد که به اقبال کله گوشه گل // نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

در وادی ایی که خضر زند جوش العطش / دارم عقیق صبر به زیر زبان خویش

mahmoud
mahmoud
در مشاعره

شام تاریک غمش را گر سحر کردم چه سود؟ // کز پس آن نوبت روز سیاهم می رسد