دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
فـــاطــمـِـہ
فـــاطــمـِـہ
در مشاعره

تا کی به تمنای وصال تو یگانه /اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

daryoosh
daryoosh
در مشاعره

من اختيار نکردم پس از تو يارِ دگر/ به غير گريه ، که آن‌هم به اختيارم نيست

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

ای چاره در من چاره گر ؛ حیران شو و نظاره گر / بنگر کز این جمله صور ، این دم کدامت می کنم

فـــاطــمـِـہ
فـــاطــمـِـہ
در مشاعره

ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تو را/ با اسیر غم خود رحم چرا نیست تو را

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

ای آفتاب از دور تو ؛ بر ما فرستی نور تو / ای جان هر مهجور تو ؛ جان را غلامت می کنم

daryoosh
daryoosh
در مشاعره

اسیر فصل خزان گردد عمر انکه دمی/ اسیر اشک کند چشم مهربان تو را

فـــاطــمـِـہ
فـــاطــمـِـہ
در مشاعره

دیده را فایده آنست که دلبر بیند / ور نبیند ، چه بود فایده بینایی را

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

مقبـول باد عذر كمند افكنان عشق / چشم غزال رغبت صيـّادي آورد

mahmoud
mahmoud
در مشاعره

دلم می خواد همیشه کنار تو بمونم .......به من نگو نمیشه که از تو من بخونم

daryoosh
daryoosh
در مشاعره

در حضور خارها هم ميشود يک ياس بود /در هياهوي مترسک ها پر از احساس بود

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

داشتم خوش حالتي امشب ميان كفر و دين / ديده مشغول بت و دل ، گرم استغفار بود

mahmoud
mahmoud
در مشاعره

در اوج با تو بودن نمی شه که جدا شد...... نمی شه از دل تو دقیقه ای رها شد

daryoosh
daryoosh
در مشاعره

در دادگاه عشقش ، محكوم حكم مرگم///// شايد كه بي گناهي ، تنها گناه من بود....

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

زندگي جز نفسي نيست غنيمت شمرش / نيست اميد كه همواره نفس برگردد

daryoosh
daryoosh
در مشاعره

همه خفتند به غیر از من و پروانه و شمع/ قصه ی ما دو سه دیوانه دراز است هنوز...