دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یه چارچوب واسه حرفات ِ اینجا .. بنویس .. از خودت .. : )
رهـایی را از باران آموختم .. به سان ِ قطراتش که بر گونه هایم میخورد و رهایم میکرد از هرچه در این حوالی ست ..

جزئیات گروه

شناسه 1669
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 927 پست
عضو 232 کاربر
طرفدار 56 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 148
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 33
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 111

کاربران گروه

(232 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بنویـــس . . .
شناسه‌: 1669 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
α√α ...
α√α ...

ﺑﺮﺍﻡ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺍﻭﻣﺪﻩ... ﺍﺯ ﺍﺗﺎﻕ ﺩﻭﯾﺪﻡ ﺳﻤﺖ ﮔﻮﺷﯿﻢ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺗﺎ ﻣﻨﻮ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ: ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺍﻭﻣﺪﻩ آوایی ﺍﺳﺘﺨﻮﻭﻥ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ!ﺍﺻﻦ ﯾﻪ ﻭﺿﯽ

α√α ...
α√α ...

تو بازار بودیم . دیگه مخواستم بیام خونه . به یه تاکسی گفتم آقا جانبازان میری ؟ گفت نه . مسافر هم نداشت بعد از چند لحظه دوباره گفتم آقا جانبازان میری ؟ گفت نه . همچنان مسافر نبود . دو سه دقیقه بعد گفتم آقا جانبازان میری ؟ گفت بیا بشیبن تا بریم . گفتم من فرهنگیان میرم از ماشین اومد پایین تقریبا یک کیلومتر دنبالم کرد

α√α ...
α√α ...

یه سوتی دادم پدیده ﺩﺧﺘﺮﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺕ ﻫﺎ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻫﻔﺖ ﻣﺎﻫﻪ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭ ﺑﻮﺩ. ﺧﯿﺮ ﺳﺮﻡ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺟﻨﺴﯿﺖ ﺑﭽﻪ ﺭﻭ ﺑﭙﺮﺳﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﺧﺐ ﺣﺎﻻ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺸﯽ ﯾﺎ ﺑﺎﺑﺎ؟ ﺁﺑﺮﻭﻡ ﺭﻓﺖ ﺩﯾﮕﻪ ﺭﻭﻡ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺮﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ!!

α√α ...
α√α ...

بچه که بودم میرفتم اسفناج میخوردم حس میکردم زورم زیاد شده، بدش میرفتم تو کوچه دعوا، مثِ خر کتک میخوردم، برمیگشتم، تو روت ملوان زبل

α√α ...
α√α ...

از بستنی عروسکی درس زندگی بگیر: یعنی حتی اگر روزگار چوبی به تو فرو کرد باز هم بخند و کام دیگران را شیرین کن!!!

α√α ...
α√α ...

[!] شماره مخاطب خاصم رو گرفتم اشغال بود، بهش اس دادم چرا انقدر اشغالی؟ بعد از چند دقیقه اس داد آشغال خودتی کصافط الانم هرچی زنگ میزنم جباب نمیده؟ میشه راهنماییم کنید؟ عایا؟

α√α ...
α√α ...

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺗﻮ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﻭ ﺯِﺭﺗﯽ ﺧﻮﺭﺩ ﺯﻣﯿﻦ! ﺧﻼﺻﻪ ﺭﻓﺘﻢ ﺯﯾﺮ ﺑﻐﻞِ ﺩﻭﺳﺖ ﭘﺴﺮﺷﻮ {پسرداییم} ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ ﻏﺶ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ!

α√α ...
α√α ...

اﺯ ﺍﺑﻮ ﻋﻠﯽ ﺳﯿﻨﺎ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: ﯾﺎ ﺷﯿﺦ ﺯﻧﺪﮔﯽﺧﻮﺩ ﺑﺮﭼﻪ ﺑﻨﺎﺑﻨﻤﻮﺩﯼ؟ ﺷﯿﺦ ﺳﻨﮕﯽ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﮔﻤﺸﯿﻦ ﻋﻮﺿﯿﺎ! ﭘﺪﺭ ﺩﮐﺘﺮ ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ ﺭﻭ ﺩﺭﺍﻭﺭﺩﯾﻦ ﺣﺎﻻﻧﻮﺑﺖ ﻣﻨﻪ؟

α√α ...
α√α ...

یارو با خرش میره دم مرز قاچاق بیاره دم پاسگاه خرش عرعر می کنه میگه به خدا می دونستم اطلاعاتی هستی ! خر وزارت اطلاعات یاروهمشهریان گرامی

α√α ...
α√α ...

دیشب زدم یه پشه رو نفله کردم از بس خون من تو رگاش بود.. حسی رو که به من دست دادبه رستم موقع کشتن سهراب دست نداد. اصن یه وضییییی

α√α ...
α√α ...

ﻳﻪ ﻣﺴﻴﺞ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎتی ﺍﻭﻣده "ﺧﺮﻳﺪ ﻭ ﻓﺮﻭﺵ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎ " عاﺧﻪ ﻋﺰﻳﺰ ﻣﻦ، ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻣﻦ ﺑﺮﻭ ﺑﻪ ﺧﻂ ۰۹۱۲۱ ﺍین ﻣﺴﻴﺠﻮ ﺑﺪﻩ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﻂ ۵ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻨﻴﻪ ﻣﻦ ﻣﻦ ﻫﺮ ﺷﺐ ﺗﻮ ﺭﻭﻳﺎﻫﺎﻡ ﺩﺍﺭﻡ ﺧﻮﺍﺏ ﭘﺮﺍﻳﺪ ﻣﻴﺒﻴﻨﻢ!! ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻛﻪ ﻧﻤﻴﺘﺮسی ﺑﺮﻭ ﺍﺯ ﺭﻳﻴﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ آﻳﻨﺪﻩ ﺑﺘﺮﺱ ﺣﺪﺍﻗﻞ!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آرتـنـوس
آرتـنـوس

جاده ای تاریک ام با سو سوی چراغ هایی از دور

آرتـنـوس
آرتـنـوس

حتما که نباید سیب باشیم و تداعی کننده جاذبه زمین ، گاهی باید دافعه بود و نزدیک به لانه پرندگان

آرتـنـوس
آرتـنـوس

و دانایانی هستیم که بر نادانی خود واقفیم ./.