ZѼ Ȟ Я Ȝ
گریه کردم ، گریه هم اینبار آرامم نکرد/ هرچه کردم ، هر چه آه ، انگار آرامم نکرد/ روستا از چشم من افتاد ، دیگر مثلِ قبل/ گرمی آغوشِ شالیزار آرامم نکرد/ بی تو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد/ دردِ دل با سایهی دیوار آرامم نکرد/ خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد/ خواستم اما نشد ، این کار آرامم نکرد/ سوختم آنگونه در تب ، آه از مادر بپرس/ دستمالِ تببُرِ نمدار آرامم نکرد/ ذوق شعرم را کجا بردی؟ که بعد از رفتنت/ عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد
ZѼ Ȟ Я Ȝ
چه رویایی از درخت همسایه/ اناری دزدیدن از ترس /در کوچه مهتاب/ی عاشقی دویدن بیا :/ تمامی من/ انار بر شاخه در انتظار نشسته!
ZѼ Ȟ Я Ȝ
گنج ایوان پنهان می شوم شاید وقتی اقاقی ها را آب می دهد دستت نوازش نگاهم را ببیند
ZѼ Ȟ Я Ȝ
پايان شعر، پايان من است تو كه انتها نداري ...
ZѼ Ȟ Я Ȝ
پايان شعر، پايان من است تو كه انتها نداري ...