ZѼ Ȟ Я Ȝ
اگر از راهی که سیب ها می روند ما هم برویم ، می رسیم.
ZѼ Ȟ Я Ȝ
کوچه های قدیمی را باریک می ساختند تا آدم ها به هم نزدیک تر شوند حتی در یک گذر.اکنون چقدر آواره ایم در این همه اتوبان سرد...
ZѼ Ȟ Я Ȝ
گفتم رَوَم که چشمتْ مایل به خوابِ نازَست/ بگشود زلف و گفتا بنشین که شبْ درازَست. ـ موسیرضای همدانی
ZѼ Ȟ Я Ȝ
شهری که سگ در کوچه هایش پرسه نزند ظهر ندارد؛
ZѼ Ȟ Я Ȝ
در همبستگی با زندانیان سیاسی - زندگی ام را دوباره آغاز می كنم زاده شده ام تا تو را بشناسم نام تو را بر زبان بياورم: ...... آزادی/ پُل الوار
ZѼ Ȟ Я Ȝ
حالا که درد هایت را با من شریک نمی شوی ، بگذار مسکن هایمان را با هم قسمت کنیم... خط تقسیم روی قرص ها را بی دلیل نگذاشته اند
ZѼ Ȟ Я Ȝ
به این فکر نکن که چند نفر دوستت دارند به این فکر کن که قلبت جای چند دوست داشتنو داره
ZѼ Ȟ Я Ȝ
می گویند: کلنگ واژه ی شاعرانه ای نیست اما تو آن سوی دیواری...
ZѼ Ȟ Я Ȝ
روزهای رفته – به چوب کبریت های سوخته می ماند جمع آوری شده در قوطی خویش هر کاری می خواهی بکن آن ها دوباره روشن نمی شوند
ZѼ Ȟ Я Ȝ
به شانه ام زدی که تنهایی ام را تکانده باشی به چه دل خوش کرده ای؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی؟!