parnian
جای دوری نرفته ام ... جای دوری نمی روم ! می روم کمی باران را با دلم یا دلم را با باران یکی کنم ...!
parnian
دوست دارم یه اعتراف بکنم اینجا؛ اما فکرمیکنم گفتنش به نفعم نباشه...!!!
parnian
شاید این آخرین باره که این احساس زیبا هست...
parnian
تو كیستی ! كه سفر كردن از هوایت را نمی توانم... حتی به بالهای خیال!
parnian
خودم را بالا میکشم بر شانهی زندگی/ تا دم ستارهها و میبوسم ذهن زيبای تو را/ مثل ماهی که به ماه میگويد آب/ يک جرعه مینوشم و تو را مزه مزه میکنم در لابلای کلمات...