سید قاسم
یک قدم چون رخ ز بالا تا شکیب/یک قدم چون پیل رفته بر اریب
سید قاسم
می نوش و گلی بچین، كه تا در نگری/گل خاك شده است و سبزه خاشاك شده است
سید قاسم
از درس علوم جمله بگریزی به/واندر سر زلف دلبر آویزی به،
سید قاسم
برخیز و مخور غم جهان گذران/خوش باش و دمی به شادمانی گذران
سید قاسم
بیخود شدهام لیکن بیخودتر از این خواهم
با چشم تو می گویم من مست چنین خواهم
سید قاسم
فکر می کنید زنبوره در چه حالیه؟!
سید قاسم
نصف عمرم در انتظار پر شدن تاکسی گذشت !
سید قاسم
معلوم نیست این درس عبرت چند واحده لامصب! تموم نمیشه…
سید قاسم
تو کز محنت دیگران بی غمی/ لذت زندگی رو تو داری میبری واقعا !
سید قاسم
دوباره پاییز/اما نه ((فصل خزان)) زرد!/دوباره پاییز اما نه فصل اندوه و درد!/دوباره پاییز/فصل زیبای سادگی/دوباره پاییز، موسم شدید دلدادگی . . .
سید قاسم
وقت خریدن لباس های پاییزی دقت کنید : لباس هایی با جیبهای بزرگ به اندازه ی دو دست ! شاید همین پاییز عاشق شُدید . . .
سید قاسم
دنیا مثل پاییزه هم قشنگه هم غم انگیزه.قشنگیش به خاطر تو و غم انگیزیش به خاطر دوری تو . . .
سید قاسم
کی میاد بریم جشن پایان تابستان؟
سید قاسم
دوستت دارم طراوت می دوزد بر پیراهن تنهایی