سید قاسم
مثلا ما ترم پيش يه بار اومديم تو جزوه دختره شمارمونو نوشتيم.....
سید قاسم
پيرمردي تنها در يکي از روستاهاي آمريکا زندگي مي کرد . او مي خواست مزرعه سيب زميني اش را شخم بزند اما اين کار خيلي سختي بود. تنها پسرش بود که مي توانست به او کمک کند که او هم در زندان بود . پيرمرد نامه اي براي پسرش نوشت و وضعيت را براي او توضيح داد :
سید قاسم
گاهی باید فقط کسی باشی غم های یه نفرو تو دلش نگه میداره و بااینکه حالتو نمیپرسه ولی تو بازم بهش بیشتر از قبل انرژی بدی؟؟
سید قاسم
عشق تنها ميکروبي است که....
سید قاسم
رضايم به رضاي تو خدايا.. تو اي مولاي من مشگل گشايا...
سید قاسم
خيلي خوبه كسي رو داشته باشي كه.......
سید قاسم
کامپيوترت رو روشن مي کني.........
bano °✿ روزهای رویایی °✿
اصفهانی ها . . . . . . . پاسخ هيچ پرسشي را نميدهند و در پاسخ هر پرسش شما آنها پرسشی از شما دارند...مثال در دیدگاه
اولا خیلی هم دلت بخواد دوما هم خیلی هم دلت بخواد
........بعدشم شوخی خووبی نیستا.
13 سال و 4 ماه و 14 روز و 20 ساعت و 31 دقيقه قبلگاهی چقد زود دیر میشه ما هم قاطیه ادما شدیم خخخخخخخخخخخ


13 سال و 4 ماه و 14 روز و 20 ساعت و 31 دقيقه قبلحااااااااااااااااااااااااااااامدی

13 سال و 4 ماه و 14 روز و 20 ساعت و 30 دقيقه قبلحامد
13 سال و 4 ماه و 14 روز و 20 ساعت و 27 دقيقه قبلهمه چیز شایعه است.اصلا دیدگاه رو میبندم.دلتون بسوزه
13 سال و 4 ماه و 14 روز و 20 ساعت و 26 دقيقه قبل