پدر بزرگم خیاطه یه روز تعریف میکرد که یه گدا اومد مغازه منم گفتم پول ندارم اونم گفت پس شلوار بده :ندارم :پس کت بده :ندارم میگه یه نگاهی بهم کرد گفت پس مغازه رو ببند با هم بریم گدایی من اون
بايد يكم به گروه برسم / تعداد پست امروز خيلي امده پايين ......
شما هم اگر عضو گروه ديگه اي نيستي و خواستي ميتونين پست بذارين .....
خيلي خوشحال ميشم پست هات رو داخل اين گروه بذاري .....
عجب دل پری داری امید...
13 سال و 14 روز و 19 ساعت قبل