OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...
بر سنگ مزارم بنويسيد: آشفته دلي بود در اين خلوت خاموش / او زاده غم بود و ز غم هاي جهان گشته فراموش .....
OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...
دیگه کم کم هوا داره سرد میشه و ازدست دعوا با بابامون سر کولر راحت میشیم ... . . . . . . . . . . . . . . دیگه باید خودمونو واسه مسابقات کم و زیاد کردن بخاری آماده کنیم
OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...
خداجون وقتی منو نقاشی میکردی زیبا نقاشی کردی ممنون سالم نقاشیم کردی ولی اخه چرا خداجون تنها نقاشیم کردی؟
OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...
به سلامتي تموم مردايي كه درد دلشون رو خودشون ميدونن و خداشون
OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...
حـوصـلـــه اَتـــ کـــه سَـــر مــی رَوَد ؛ بــا دلـــــــــــــم بــازی نَــکُــن ، مَـــن دَر بــی حــوصـلـگــی هــایَـــم بــا تـــو زنـــدگـــی کَــــرده ام ... !!!
OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...
شوهره شب دیر برمیگرده خونه از مهمونی .... زنش سرش داد میزنه میگه : اگه دو روز منو نبینی چه احساسی خواهی داشت ؟؟؟ شوهره خیلی خوشحال میگه : این خیلی عالی میشه .... دوشنبه گذشت و شوهره زنش رو ندید .... سه شنبه و چهارشنبه هم گذشت .... پنجشنبه , وَرمِ چشم شوهره کمی بهتر شد و تونست با گوشه چشمش زنش رو ببینه ....
OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...
- اینایی که با یه جمله مسیر زندگیشون عوض میشه، فرمون زندگیشون هیدرولیکه فک کنم
OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...
يادت باشه زير گنــــبد کبود تــــــو بودي و مـــن و کــــــلي آدماي حســــود :-|
OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...
اینجا آبودانه منو کوکام داریم کَلَپچ میزنیم اینم طیاره کوکامه
OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...
پسر گرسنه اش می شود ، شتابان به طرف یخچال می رود در یخچال را باز می کند عرق شرم ...بر پیشانی پدر می نشیند پسرک این را می داند دست می برد بطری آب را بر می دارد ... کمی آب در لیوان می ریزد صدایش را بلند می کند ، " چقدر تشنه بودم " پدر این را می داند پسر کوچولو اش چقدر بزرگ شده است ... به سلامتی همه ی پدرا .
عجب دل پری داری امید...
13 سال و 16 روز و 5 ساعت و 50 دقيقه قبل