یه بار هم رفتم دست کشیدم رو آفتابه، ازش یه غول اومد بیرون بهم گفت آرزو کن گفتم یه خونه میخوام, گفت خب من اگه خونه داشتم تو آفتابه میخوابیدم!!؟؟ خیلی منطقی بود لامصب!
@¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•.¸¸.•°` میان همهمه ی برگهای خشک پاییزی فقط ما مانده ایم که هنوز از بهار لبریزیم برای من که دلم چون غروب پاییز است صدای گرم تو از دور هم دل انگیز است . . .
عجب دل پری داری امید...
13 سال و 15 روز و 1 ساعت و 14 دقيقه قبل