پدر بزرگم خیاطه یه روز تعریف میکرد که یه گدا اومد مغازه منم گفتم پول ندارم اونم گفت پس شلوار بده :ندارم :پس کت بده :ندارم میگه یه نگاهی بهم کرد گفت پس مغازه رو ببند با هم بریم گدایی من اون
بايد يكم به گروه برسم / تعداد پست امروز خيلي امده پايين ......
شما هم اگر عضو گروه ديگه اي نيستي و خواستي ميتونين پست بذارين .....
خيلي خوشحال ميشم پست هات رو داخل اين گروه بذاري .....
اقاهه میره سربازی دور کلاش قرمزی اچین و واچین با صدای چی؟ با صدای مرغ یه مرغ دارم روزی ۳ تا تخم میکنه چرا ۲ تا؟ چون دستمال من زیر درخت البالو گم شده واقعا نشستی همشو خوندی؟ متاسفم!!!!!
عجب دل پری داری امید...
13 سال و 17 روز و 23 ساعت و 45 دقيقه قبل