امروز بعد از اینکه از سرجلسه ی امتحان اومدم بیرون، یکی از مراقب ها به من گفت میشه چند دقیقه سراین کلاس به عنوان مراقب وایستی تا من بیام؟(پسرهای ارشد امتحان داشتن)...منم قبول کردم...تا رفتم سرکلاس در کلاسو بستم گفتم بچه ها کاملا راحت باشید تقلب،جزوه،کتاب همه چی آزاده )) قیافه ی بچه ها اون لحظه | 2دقیقه بعد| 5دقیقه بعد | خنگولا باور نمیکردن فکر کردن دوربین مخفیه!!! یعنی یه نفر هم واسه دلخوشی من یه تقلب کوچیک نکرد!!!! قیافه من || هیچکدوم حرف منو جدی نگرفتن و بعد امتحانشون فهمیدن که من جدی گفتم )))) لیاقت مراقب خوب نداشتن )
عجب دل پری داری امید...
13 سال و 16 روز و 5 ساعت و 9 دقيقه قبل