دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

qm313
مرد

دنبال‌کنندگان

(18 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

√ ∂нαмε
√ ∂нαмε

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است. بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم. خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان. بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم. خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان بنده: خدایا سه رکعت زیاد است خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان بنده: خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا راه دیگری ندارد؟ خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد! خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد خدا:ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده، او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست ملائکه: پروردگار

یاس محمدی
یاس محمدی

بيدار شو مسلمان،دل مونس ِنوا شد/ يک عدّه در ميانمار،آماج ِ کينه ها شد /سوريه و عراق هم ،در جاي خود عزيزند/ امّا بيا ميانمار،اينجا ببين مِنا شد /نامت شده مسلمان؟دم ميزني ز ِ قرآن؟/ در خواب غفلتي تو،بيدار شو،عزا شد/ آتش زده به جان ِ،اين مردم مسلمان/ آنها که بي خبر از،دين و ره ِ خدا شد /بودائيان کافر،آن جاهلان ِ بي دين/ طغيان نموده در ظلم،اسطوره ي جفا شد(بهلول حبيبي زنجاني)

امیرحسیــن  :-)
images.jpg امیرحسیــن :-)

مـُـــــــــد!!!!!!!؟ نمیدانست آخرین مُد کــــــــفن است! پوشش صحیحی نداشت! سفارش كرد موقع خاك سپاری‌اش، لباس نسوز تنش كنند. شایدنخوانده بوکه قرآن را: «نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ/ الَّتی تَطلِعُ عَلی الأَفْئِدَةِ»[همزه/6و7] آتش فروزان خداست که برقلب وجانهاطلوع میکند. وشایدهم نمیدانست که لباس نسوختنش باید ازجنس خداباشد؛ «ولِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِكَ خَیْرٌ»[اعراف/26]

ツ سارینا ツ
isCADP6P57.jpg ツ سارینا ツ

خاطره اولین بار...نگاه به صحن علمدار...دلم رو کرده گرفتار...دل تنگه تنگِ یار...