mohammad2
شیشۀ نازک احساس مرا دست نزن ! چِندشم می شود از لکۀ انگشت دروغ …!!! آن که میگفت که احساس مرا می فهمد …. کو کجا رفت که احساس مرا خوب فروخت
mohammad2
به خدا بگو خط و نشان دوزخش را برایم نکشد ، جهنم تر از نبودنت جایی را سراغ ندارم
mohammad2
این خارجی ها با ابداع کلمه lol به جای loud out laugh مثلا خواستن بگن خیلی مبتکریم ! اما قهرمانان ایران زمین با ابداع خخخخخخ به جای ( خیلی خوبه خدایی خیلی خندیدیم خیر ببینی !! ) نقشه دشمنان رو نقش بر آب کردند !
mohammad2
خيلي سخته كه دلي روبا نگات دزديده باشي
وسط راه اما ازعشق،يه كمي ترسيده باشي
خيلي سخته كه بدونه واسه چيزي نگراني
ازخودت مي پرسي يعني،ميشه اون بره زماني؟
خيلي سخته توي پاييزباغريبي آشنا شي
اما وقتي كه بهار شد يه جوري ازش جداشي
خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه
بعد به اون بگي كه چشمات نمي خواد اونو ببينه
خيلي سخته كه ببيني كسي عاشقيش دروغه
چقدر از گريه اون شب،چشم تو سرش شلوغه
خيلي سخته واسه اون بشكنه يه روز غرورت
اون نخواد ولي بمونه هميشه سنگ صبورت
خيلي سخته بودن تو واسه اون بشه عادت
ديگه بوسيدن دستات واسه اون بشه عبادت
خيلي سخته كه دل تو نكنه قصد تلافي
تا كه بين دوپرستو نباشه هيچ اختلافي
خيلي سخته اونكه ديروز واسش يه رويا بودي
از يادش رفته كه واسش تو تموم دنيا بودي
خيلي سخته بري يكشب واسه چيدن ستاره
ولي تا رسيدي اونجا ببيني روز شد دوباره
خيلي سخته كه من و تو هميشه باهم بمونيم
اونقدر عاشق كه ندونن ديوونه كدوممونیم
mohammad2
آدم هـــــای دنیــــــای مـــــــن، فعــــــل هایی را صـــــــرف می کنند که برایشــان صــــــــرف داشـــــــته باشــد !!
mohammad2
خیلی دیره ؛
وقتی که تازه می فهمی اونی که از همه ساکت تر بود ،
بیشتر از همه دوستت داشت ،
ولی
تو حواست به شیرین زبونی یه عشق دروغی بود !
mohammad2
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند تارموی توست اما ریشه ی عمر من است
mohammad2
دلم ک گرفته باشد با صدای دستفروش دوره گرد هم گریه خواهم کرد چه رسد ب مرور خاطرات!
mohammad2
غم هایی که چشم را خیس نمی کنند زودتر به استخوان می رسند...!!!
mohammad2
گاهی ، نباید هی با خود تکـ ــ ــرار کرد حرف ها را ! فکر هم نباید کرد ! اصلا هیچ کاری نباید کرد ! حتی نباید نوشت ! باید ... سکوت کرد ! عمیقـــــــا ... ســـ ـــ ـــ ـــکوت کرد
#سوء...... #تفاهم....... #ممنوع........
13 سال و 1 ماه و 22 روز و 21 ساعت و 1 دقيقه قبل