یــه روز یــه تــرکـــه. زیـــر خروار خــروار آوار گیـر کــرده بــود.... بـه خــون نیــاز داشـت... به لباس بــه آب بـه غـذا.... اگر مـن هیچ کـاری براش نکـنم...یه عمر شــرمنــده اش می شم...
خداحافظی کار من نیست کار تو هم نیست اما همه ناچارند گاهی آن را به زبان آورند مثل حالا که اشکهایم تورا ذوب کرده اند و اشکهایت تنم را خیس می کند به خیسی دریا به خیسی رود به خیسی آسمان که در لحظه خداحافظی می گرید .....