rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
بــــاز هـــــم خیال تــــو مــــرا “برداشــــت” کجــــا می بــــرد نمــــی دانــــم!
rezaey......یا حسین
ﺟــﺮﯾـﺎﻥ ﭼﯿﺴـــﺖ که ﻫﯿﭽــﮕﺎﻩ ﺟﺴـــﺪ ﺁنانی که ﺍﺩﻋـﺎ دارند ﺑــﺮﺍﯼ ما می میرند ﭘﯿـــﺪﺍ ﻧمیﺷــﻮﺩ . . .
rezaey......یا حسین
من کبوتر شده بودم و مقيم حرمت ، بال احساسم باز و قفس ها ،همه شرمنده ز احساس قفس بودن خويش ، من کبوتر شده بودم به هواي دانه ، دانه هاي کَرَمت ، مزه ي ايمان داشت...
rezaey......یا حسین
چه معنـــــى دارد زندگى...!؟ وقتى كه هیچ اتفاقى من و تو را سر راه هم قرار نمى دهد !
rezaey......یا حسین
نمی دانم آخر این دلتنگی ها به کجا خواهد رسید! دنیا پــــــُر شده از قاصدکهایی که راهشان را گم می کنند!! نـــــــه میتوانی خبری دهی و نــــــــه خبری بگیری !
rezaey......یا حسین
آرزویم این است : “آرزویت” ساکن کوچه ی بن بست نباشد هرگز . . .
rezaey......یا حسین
جاذبه سیب آدم را زمین زد.....و جاذبه زمین سیب را،..... فرقی نمیکند ،...سقوط سرنوشت دل دادن به هر جاذبه ای غیر از خداست
rezaey......یا حسین
داشتنت را سکوت کردم ! رفتنت را سکوت کردم انتظار بازگشتت را هم، حالا نوبت توست باید در سکوت به تماشا بنشینی سوختنم را ..
rezaey......یا حسین
روز هـــــــــــای تعطیل سخت تـــــــــــر میگذرد، زیرا که میدانم وقت داری به من بیندیشی ولی نمی اندیشی...!
rezaey......یا حسین
از خدا نوشتن.....از او گفتن....دل به سویش روانه کردن... دغدغه ی همیشگی ماست.... اما از او فاصله گرفتن برنامه ی روزانه ما... چرا چنین میکنیم؟!!
rezaey......یا حسین
شک نکن !! درست در لحظه ي آخر ، در اوج توكل و در نهايت تاريكي... نوري نمايان مي شود... معجزه اي رخ مي دهد... خدا از راه ميــرسد