rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
تو هـــم شــده ای انقـــلاب زندگـــی مــن…. حالا هـــر آنچــه در زنــــدگی مــن اســت تاریـــخ دار شـده… قبــل از ” تــو ” …. بعـــد از ” تـــو ” ….
rezaey......یا حسین
سیگار هم کامش را که داد ، زیـر پا ، لِه اش می کنیم …
rezaey......یا حسین
بیهوده در اضطراب ماندیم همه در تاب و تب و عذاب ماندیم همه این ساعت زنگ خورده هم زنگ نزد عشق آمد و رفت و خواب ماندیم همه
rezaey......یا حسین
لغت نامه های دنیا را باید آتش زد...! جلوی واژه نبودن نوشته اند: عدم حضور شخص یا چیزی همین!!!! چقدر نبودن تو را ساده فرض می کنند
rezaey......یا حسین
بدون اراده متولد می شویم،با حیرت زندگی میکنیم و سپس با حسرت میمیریم،اما آنچه که هرگز فروغش رنگ فنا نمی پذیرد دوستی های پاک و بی آلایش است.
rezaey......یا حسین
همــه ی مـــا فقــط حســـرت بــی پــایــان یــــک اتفــــاق ســـاده ایـــم کــــه جهــــان را بـــی جهــــــت ، یــــک جــــور عجیبــــی جــــدی گرفتـــــه ایــــم … !
rezaey......یا حسین
گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی بلکه ببینی چه کسی برای دیدنت دیوار را خراب میکند
rezaey......یا حسین
بساط کرده ام و تمام نداشته هایم را ﺑﻪ ﺣﺮﺍﺝ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ… بی انصاف چانه نزن ﺣﺴﺮﺕ ﻫﺎﯾﻢ … به قیمت عمرم تمام شده
rezaey......یا حسین
یک لحظه سکوت کرد و حرفش را خورد / بغضی نفس و گلوی او را آزرد / می خواست که عشق را نمایان نکند / اشک آمد و باز آبرویش را برد
rezaey......یا حسین
تو مپندار که من غیر تو دلبر گیرم / ترک روی تو کنم دلبر دیگر گیرم / بعد صد سال اگر برسر قبرم گذری / کفنم چاک دهم زندگی از سر گیرم