Roza Soul
انقدر تنها وخاموش شده ام ...که کبوتران با ارامش در کنارم لانه میسازند...
Roza Soul
چه انتظارپوچی وقتی حتی مرگ هم از من فراری است...
Roza Soul
عشق یعنی تا ابد پرواز کردن در پوچی ها...
Roza Soul
چه بی حوصلگی عجیبی دارم....
Roza Soul
قـول بده ، حداقل “ او” را ، مثل “من” دوست نداشته باشی …
Roza Soul
مرا از بند اویزان کنید... ...سروته... شاید فکرش از سرم بیوفتد.
Roza Soul
درد دارد " امروز " حرفی برای گفتن نداشته باشی با کسی که تا " دیروز " تمام حرف هایت را فقــط به او می گفتی...
Roza Soul
همین که به شانه هایت تکیه دادم فرو ریختم حقم بود تکیه بر باد دادن عاقبتی جز ویرانی ندارد ... !
Roza Soul
حس اون سیگار رو دارم که همه جا حرف از ترک کردنشه …
Roza Soul
تنهایی...دیوار....قهوه های سررفته ازحوصله ام اتاقی که چهار تاق باز ٬روی من خوابیده چشم هایی که از ساعت ٬کار افتاده ترند وشانه های تو که زیر بار-باران نمی روند باید گریه ام را روی بی کسی هایم تنظیم کنم واین یعنی تنهایی.......................