Roza Soul
بهم میگن زخم بستر گرفتی از بس یه گوشه نشستی واز جات تکون نخوردی...
Roza Soul
این روزا کارم شده خیره شدن به یه نقطه و فکرای بیهوده کردن...
Roza Soul
مدتهاست نه به امدن کسی دلخوشم نه از رفتن کسی دلگیر...بی کسی هم عالمی دارد...!!!
Roza Soul
میخوام اروم باشم اگه...این اشکای لعنتی بزارن...
Roza Soul
دنبالر هم ساکت تر از خونه ما...همه جا سکوت وتنهایی....
Roza Soul
چه حوصله ای دارن این خونواده همه رفتن عروسی...
Roza Soul
دیگه نه قهوه گرم...نه قرص ارام بخش قوی ... نه دوش سرد...نه بیرون رفتن...نه هیچ چیز دیگه ای ارومم نمیکنه...جز مرگ...
Roza Soul
همه با هم دیگه اند همه یکی رو برای خودشون دارن حداقل یه امید یا هدف تو زندگی دارن اما من....هیچی...
?
14 سال و 22 روز و 1 ساعت و 59 دقيقه قبل
14 سال و 22 روز و 1 ساعت و 52 دقيقه قبلman mifahmam
14 سال و 22 روز و 1 ساعت و 49 دقيقه قبل
14 سال و 22 روز و 1 ساعت و 48 دقيقه قبلfadat
14 سال و 22 روز و 1 ساعت و 48 دقيقه قبل