Roza Soul
تن های هرزه را سنگسار میکنند...غافل از انکه شهر پر از فاحشه های مغزی استو کسی نمیداند مغزهای هرزه ......ویرانگرترند....تا تن های هرزه....
Roza Soul
دنیای چقدر بزرگه.....انقدر که من هیچ جایی توی اون ندارم....
Roza Soul
سیگارت را پشت دست من خاموش کن... بگذار این داغ نشانی باشد برای دیگر دل نبستن....
Roza Soul
دروغ چــرا، لذت سیگارهای یواشکی شبانه را به هــم صـحبتی با تو بـیشـتـر ترجیح می دهم...
Roza Soul
بازکه انگشتم را سوزاندی…تویی؟
بیچاره سیگار…
خاموشش کردم…
Roza Soul
نخ به نخ همه ی روزهای ما مثل سیگاری بر لب های زندگی دود می شود......... !
Roza Soul
از من نخواه که سیگارم را خاموش کنم...
...
....
چون این تنها نقطه روشن زندگی من است!!!!
Roza Soul
چای........سیگار...........یه اهنگ Monastery Of La Rabida..........یه هوای بارونی..........باکلی خاطره و اشک.........
Roza Soul
زندگیم یکنواخته......اما.........پر از تکرار........
Roza Soul
هر روز در حرکتم ..............اما............. مثل مرده ای ثابتم.............
Roza Soul
سیلی های روزگار روی صورتم چقدر قشنگ جا خوش کرده اند.....
Roza Soul
کاش اشکم هم از بی وفایی تو یاد میگرفت و منو تنها میذاشت......