دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

صابر

اینجا همه هر لحظه می پرسند : « حالت چطور است ؟ » اما کسی یک بار از من نپرسید : « بالت ... » درباره »
صابر
مرد - مجرد
امتیاز: 51.4

دنبال‌شدگان

(22 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(45 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

صابر
صابر
در Coma

چـقـدر خـوبـه . . . کسی که خیلی دوسش داری بـغـلـت کـنـه . . . سـرتـو بـذاری روی سـیـنـش آرومـت کـنـه . . . حـُرم نـفـس هـاش تـنـت ُ داغ کـنـه . . . عـطـر دسـتـاش مـوهـاتـو نـوازش کـنـه . . . چـقـدر خـوبـه . . . چـقـدر خـوبـه کـه آرووم دم گـوشـت بـگـه غـصـه نـخـوری هـا من کنارتم...من پیشتم!

صابر
صابر
در Coma

من مرده ام, من سالها پيش مرده ام سالها پيش شايد شبي كه اذرخشي تمام هستيم را زيرو رو كرد يا وقتي كه از شدت درد در چشمان خسته ي زمان به شماره افتادم و تمام زندگيم يكباره فنا شد آن وقت كه غم به دنيا نيامده بود و روي صورت خورشيد هنوز چروك نيفتاده بود انروز كه ماه گريه نميكرد و سايه ها ي سرد فقط يك اسم بودند و يك خواب عميق, سالروز شكوفائي عاطفه ام را شياطين با خون جشن گرفتند و خونخواران رذل مهمانان ان شدند روي پيكر نحيف و خسته ي من پايكوبي كردند وتكه تكه هاي وجودم را با لاشخور صفتان به پذيرائي نشستند ومن تنها در خودم شكستم, بوئيدن مرگ تنها ارزويم بود, خواب بارون روياي هميشگيم بود اما ديگه نه ناي رفتن داشتم و نه ياري موندن , همون روز بود كه سر بر بالين گورستانم گذاشتم .. اري اينجا ارامگاه كسي است كه ميداند هميشه تنهاست.....

صابر
صابر
در Coma

میروم شاید که فرداها مرا باور کنی

صابر
صابر
در Coma

پرواز كن آن گونه كه می خواهی وگرنه پروازت می دهند آن گونه كه می خواهند

صابر
صابر
در Coma

بعـضـی و قـت هـا بـعـضـی هـا ، "بـے صـد ا" ا ز ز نـد گـیَـت مـی ر و نـد " بـے خـد ا حـا فـظـے " . . . بـا پـا ی ِ "بـر هـنـه" . . . ر و ی ِ "نـو ك ِ پـا " . . . "پـا و ر چـیـن ... پـا و ر چـیـن" . . . تـا مـبـا د ا صـد ا ی ِ "تـق تـق" ِ كـفـش هـا شـا ن آ گـا هـت كـنـد ا ز ر فـتـنـشـا ن . .

صابر
صابر
در Coma

اینجا همه هر لحظه می پرسند : « حالت چطور است ؟ » اما کسی یک بار از من نپرسید : « بالت ... »

صابر
صابر
در Coma

هيچ وقت گريه نکن ! چون هيچکس لياقت اشکهای تو را نداره. اگه هم داشته باشه طاقت اشکهای زيبای تو را نداره...

صابر
صابر

سلام به همه دوستای گوگورمگوری خودم

این ارسال را بازنشر کرده است.
صابر
صابر

عکس برداری از محیط دسکتاپ با power screen capture [لينک]

صابر
صابر
در Coma

برام هیچ حسی شبیه تو نیست

صابر
صابر
در Coma

دلخور مباش مرد مسافر کمی بخند دردت به جانم این دم آخر کمی بخند از یک دو بیت آخر شعرم شروع کن بر درد های این زن شاعر کمی بخند اندوه درد باطنیت را به من ببخش محض رضای عشق به ظاهر کمی بخند ای قبله ی نگاه غریبم رضا بده قدری بساز با من زائر کمی بخند بی بال و پر نشسته ام اینجا در این قفس پرواز سهم توست ،مهاجر کمی بخند بگذر از انتظار تباهم، سفر بخیر تنها در این دقایق آخرکمی بخند [لينک]

صابر
صابر
در Coma

نیشخند میزنی... تیغ را نشانت دادم ُ گفتم باشد تمومش می کنم! سیگار سومت را آتش زدی ُ به لب گُذاشتی انگار صحنه ی مرگم برایت خیلی هیجان انگیز بود... پُک مُحکمی زدی ُ گفتی: پس چه شد؟آن همه لاف زدی که خودم را می کشم بُکش!منتظرم! دست هایم می لرزید...نه از ترس مرگ...بلکه از تیزی حرفاش چشم هایت را به دستانم دوخته بودی... -می خواهی تا کی منتظر بمانی؟ حوصله ام را سر بردی لعنتی تمامش کن باید برم... می دانستم سنگدل است اما... از مز آن هم گذشته بود انگار سیگارش را خاموش کرد آمد جلوی من ایستاد ُ زُل زد به مردُمَک هایم دستش را جلوی چشمانم گرفت ُ گفت ببین راحت است فقط لحظه ای می سوزد و تمام! تیغ از دستم اُفتاد خم شد فلز سرد را بلند کرد ُ گفت.. چته؟نمی توانی؟ سرم را به علامت منفی تکان دادم... و اشک از گوشه ی چشمم لغزید... نیشخندش باز تر شد زیر لب زمزمه کرد: باشد خودم برایت تمامش می کنمـــ

صابر
صابر
در Coma

آرزوهایت را برآورده میکند خدایی که آسمانی را برای خنداندن گلی میگریاند .

صابر
صابر
در Coma

حالم را پرسیدند ، گفتم رو به راهم ! نمی دانند رو به راهی هستم که تو رفته ای .

این ارسال را بازنشر کرده است.
صابر
صابر
در Coma

در آغوش خودم هستم من خودم را در آغوش گرفته ام! نه چندان با لطافت نه چندان با محبت اما وفادار وفادار