♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دستم را داغ میگذارم... که نبینمت دیـگر... تو امّا هر شب ! داغَم را تــازه میکنی ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
برفي سنگين نشسته روي سرم ! اما ميگويند ، راهها همه بازند... راهها هنوز بازند... اما معلوم نيست ، اين <بازي> تا كي ادامه دارد ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
یادم باشه به مدیران دنبالــــــــر بگم واسه اینجا یه دستگاه تنفس مصنوعی بذارن !!! بعضی وقتا هوا اینجا خیلی کم میشه ... وقتی که یادت می افته از سر بی کسی و تنهایی اینجایی !!!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
تن های ما تنهاست .. دلهای ما با هم ! دل، از تو لبریزست تنهای تنها هم !!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
حالا اینجا تک و تنها .. پر پر گذشته هاتم ! نارفیقانه بریدی ... ولی من هنوز باهاتم !!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
من از ماندن بیزارم مرداب سرنوشت آبی است که جریان ندارد.. رهایم کنید...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
همانقدر آبی .. همانقدر آغوش... ببین آسمان را که گویی به تن کرده پیراهنت را ...!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
پا ؛ می رفت.. می رفت.. می رفت... غافل از دلی که جا مانده بود ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
توی ِ نانوایی هم ، صف <یک دانه ای> ها جداست ! از جُذام هم بدتر است ، تنهایی ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
ای دوست ! سوالی دارم : آسمان ِ من هم ستاره دارد ...!؟

14 سال و 11 ماه و 9 روز و 1 ساعت و 18 دقيقه قبل