♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
باور کن... که دیگر باور نخواهم کرد عشق را... دیگر باور نمی کنم محبت را... و اگر باز گردی به تو نیز ثابت خواهم کرد...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
می خواهم برایت بنویسم. اما مانده ام که از چه چیز و از چه کسی بنویسم؟ از تو که بی رحمانه مرا تنها گذاشتی یا از خودم که چون تک درختی در کویر خشک، مجبور به زیستن هستم.
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
در سرزمین من سهم زنها از رودخانه ها تنها پل هایی است که پشت سر آدمها خراب شده اند ..
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
زنانگی ام از پس....... واژه های بی نقاب فریاد می کشد.........
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
در سرزمین من هیچ کوچه ای به نام هیچ زنی نیست و هیچ خیابانی … بن بست ها اما فقط زنها را می شناسند انگار ..
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
و مي دانم که مي دانست ز عاشق بودنش مستم وجود ساده اش بوده که من اينگونه دل بستم..
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
قبل از رفتن؛ قبل از برای همیشه رفتن اشکهایم را پاک می کند؛ چشمهایم را می بوسد و من میدانم که این کار دوری می آورد و دلم می گیرد....{صدف}
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
هوسبازان آنان را که زیبا می بینند دوست دارند.اما عاشقان آنان را که دوست دارند زیبا می بینند!!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد لب تو میوه ی ممنوعه ولی لبهایم هرچه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر ...هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد