@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ خدايا اگر تو درد عاشقي را مي كشيدي تو هم زهر جدايي را به تلخي مي چشيدي اگر چون من به مرگ آرزو ها مي رسيدي پشيمان ميشدي از اينكه عشق را آفريدي
اگر كسي سراغ مرا گرفت بگوييد رفته است باران ها را تماشا كند..... و اگر اصرار كرد بگوييد به ديدن طوفان ها رفته است....و اگر باز هم سماجت كرد..... بگوييد رفته است تا ديگر باز نگردد.............
@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ من دلم تنگ میشود: برای تو برای هرآنچه که تکانم می دهد تـــــا تــامل خـــویش بـــــــرای خاطراتمان چیزهایی که تو، توّهم می خوانیشان دلــم کــه تنـــگ می شــود پای لحظه های خالی از تو بــساط اشک پهن می کــنم گوش خیالم را به گذشته می چسبانم صدایت را از امواج پراکنده ی زمان جمع می کنم پژواک صدایت بر دیوار ذهن می کوبد پر از آواز می شوم از تو مگرغیر از این است که توّهم هم وجود دارد؟ باشد ... به خودم دروغ نمی گویم! اما به حقیقت ِ دقایق ِ پریشان ِ عاشقی سوگند: دلم برای این توّهم تنگ می شود!
@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ می نویسم باران ! می نویسم سرما ! می نویسم غم و اندوه و نفس ! می نویسم احساس ، تا بدانی دل من بی تو گلم میمیرد و بدان دل سرد است و کمی بارانی ، غم سراسر دل من پر کرده ، کاش اینجا بودی
همینجا
14 سال و 10 ماه و 17 روز و 14 ساعت و 53 دقيقه قبلفدات مداتـــــــــــــــ
14 سال و 10 ماه و 17 روز و 14 ساعت و 42 دقيقه قبل