♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
گفتم بیا با هم بریم .. هی ..گفتی که راه رو بلدی !!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
نه می دانم کجای این شهر سردی .. و نه می دانم در چه حالی ! فقط می دانم فاصله ام با "تو" در این دفتر و لابلای این نوشته ها یک نفس است !!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
حسـرت ! یعنی شانه هایت دوش به دوشم باشند ، اما نتوانـم از <دلتنگی> به آنها <پناه> ببـرم ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
از روزی میترسـم ، که وقتی بهم میگه ؛ دوستت دارم ، یاد ِ تــــو بیوفتم ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
رسیـده ام به حـس ِ برگی که میدانـد ، باد از هر طرف که بیایـد ، سرانجامش <افتادن> اسـت ... !
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
من نمی تونم بخوابم ، چجوری تو خواب ِخوابی !! میشه عاشقت بمونم ؟ چه سواله بی جوابی !! من فراموشت نکردم ، تو فراموشم که کردی !! این همه واسه تو مُردم ، تو یه بارم تَب نکردی !! عمر این روزا کوتاست ، خوشی این دورو بَراست .. هر چی غصست واسه من ، خنده ها مال ِ <شما>ست .. کاش میدونستی چقدر ، تو دلم جات خالیه .. دیگه باورم شده ، زندگی یه <بازیه> ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
تمام ِ ماهی ها فرار میکنند.. تنها ، منم که میمانم و دلم را به قُلابت بَند میکنم ! سالهاست... و تــو ، فراموش کرده ای ، مــرا بــالا بکشی ...!!