♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
هیچ انتظاری از کسی ندارم! و این نشان دهنده ی قدرت من نیست! مسئله ، خستگی از اعتماد های شکسته است...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
بی تو دلتنگم و با تو بی قرار.... بی تو خسته ام و با تو در فرار... در خیال من بمان
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
رنگهایم بی تو سیاه است ،و در کنارت خاکستری ام خداحافظی ات به جنونم می کشاند...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
می ترسم از نبودنت... و از بودنت بیشتر! نداشتن تو ویرانم میکند... و داشتنت متوقفم!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دختری که هیچ کس و جز تو نداره....... در خیالم بمان.......
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
وقتي كه رفتي نمي دانم چرا دستانم ديگر توان نوشتن كلمات شاد را نداشت وقتي كه رفتي بارها با چشمانم جنگيدم كه چرا باز هم توان ديدن را دارند بارها با خودم جنگيدم كه چرا من مانده ام بارها با دستانم جنگيدم كه چرا هنوز توان نوشتن را دارند
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
اری واقعا دوست داشتنت بي ريا بود بي ريا دوست داشت بي ريا عاشق شد بي ريا مهر ورزيد و بي ريا هم رفت درست مثل قاصدك اري قاصدكم رفت و من هم تنها شدم.....
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
وقتي كه رفتي فهميدم كه سرم شانه نوازش گرش را از دست خواهد داد ........وقتي كه رفتي فهميدم من هم رفتم............
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
وقتي كه رفتي فهميدم كه دلم از دستم رفت ..........
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
باور کن... که دیگر باور نخواهم کرد عشق را... دیگر باور نمی کنم محبت را... و اگر باز گردی به تو نیز ثابت خواهم کرد...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
می خواهم برایت بنویسم. اما مانده ام که از چه چیز و از چه کسی بنویسم؟ از تو که بی رحمانه مرا تنها گذاشتی یا از خودم که چون تک درختی در کویر خشک، مجبور به زیستن هستم.