سعید
یه سریا هم قرار گذاشتن عید امسال فقط تخمه بذارن...و به هر مهمونی که به تخمه ها دست نزنه یه دونه پسته جایزه بدن!!!
سعید
دفاتر ازدواج اعلام نمودنند... بدلیل کسادی کار .. . با یک ازدواج دایم یک ازدواج موقت هدیه بگیرید هیچ کس تنها نیست حتی همسر اول ................... ( روابط عمومی دفتر وکالت اقایون ساده دل )
سعید
دیروز رفتم خواستگاری.بابای دختره پرسید کجا کار میکنی؟گفتم ... . . . . شرکت اپل! باخوشحالی پرسید دقیقن چه کاری اونجا انجام میدی؟ گفتم اونجا اون سیباشونو گاز میزنم. نمیدونم چرا یارو مارو با لقد(لغد) انداخت بیرون.
سعید
------------------ گفت و گو ------------------- شیما: خب مي گفتي... سیما: آره ديگه...بعد بهش گفتم شما براي من ماشين هم ميخرين؟ - خب چي گفت؟ - واي خدا...ديونهام كرد...دلت بسوزه! - خب حالا بگو! - گفت همين پرايدي كه دارم رو به نامت مي زنم. - خوش به حالت. البته اون پسره كه گفتم گير داده هرچي ميگم ميخوام ادامه تحصيل بدم، ول كن نيست... - خب؟ - فكر ميكني شغلش چيه؟ - نميدونم. - فوق ليسانس مكانيك داره و تو كار خريد و فروش پرايده. - او...له له! شاماهي گرفتي ناقلا! - البته من ميخوام ادامه تحصيل بدمها...راستي تو هم مراقب باش، سروناز رو كه يادت هست، داماد تو زرد از آب در اومد كلا همه چي بهم خورد. - وا...چرا آخه؟ اون كه مي گفت پسره حرف نداره. - گور به گور شده گفته بود دو تا پرايد داره، يكي سفيد، يكي آلبالويي...معلوم شد دروغ گفته. مزدا تيري داشته. - مرده شور شو ببرن. اين پسرا همهشون حقه بازن. - آره عزيزم. تو مراقب باش. بفرست دم خونه و محله و محل كارش تحقيق كنن، دروغگو در نياد...