دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

صحرا
زن - مجرد
امتیاز: 315

دنبال‌شدگان

(11 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(118 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

میکروبلاگ دنبالر
میکروبلاگ دنبالر

تبريک صميمانه‌ي دنبالر به 24 کاربري که در 25 مهر متولد شده‌اند.

وحید
وحید

تولد همه دوستامون که تو مهر به دنیا اومدن مبارک

صحرا
صحرا

چِـه کلمـِـه مَـــظلــومــی استــــ "قسمتــــ" تَمــــام ِ تَقصــیرهـــای مــا را بـِـه عُهــده مــی گیـــرَد.

taha _joon
taha _joon

من بودم و تو و یک عالمہ حرف… و ترازویے که سهم تو را از شعرهایم نشان مے داد!!! کاش بودے و مے فہــــمیدے وقت دلتنگے یک آهـ چقدر وزن دارد…

سپیده
سپیده

سلام. من سپیده هستم، از اعضای جدید ...

صحرا
صحرا

چــــــه خـــبـــــر از دل تـــــــو ؟ نــفـــســـــش مثل نفـــســــهای دل کــــوچــــک من می گــــیـــرد ؟ یا به یک خـــنــــــده ی چــشـــــمان پر از نـــاز کـــسی می مـــیــرد ؟ چــــــه خـــبـــــر از دل تـــــــو ؟ دل مــغــــرور تو هم مـــثـــل دل عــاشــــق من می گـــیــرد ؟ مثــل رؤیــــای رســــیـــدن به خـــــدا ..... هــمـــه شــــب تـــا به افــــق چــــــه خـــبـــــر از دل تـــــــو ؟

آوا
آوا

سلام. من آوا هستم، از اعضای جدید ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
محسن
محسن

عشق می خواهم با وسعت یک دریا

صحرا
صحرا

دستانم تشنه ی دستان توست .شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت ... واینم برای یکی از دوستان خوبم...خودش میدونه کیه....!!!! دریاها نماد فروتنی هستند . در نهاد خود کوه هایی بلندتر از خشکی دارند ولی هیچ گاه آن را به رخ ما نمی کشند ....!!!

صحرا
صحرا

صدای نبودنت آنقدر بلند است که دیگر کر شده ام ! دستانم را لمس کن تا ببینم کجایی ...

گـلـپــری
گـلـپــری
توسط موبایل در دوره

@صحرا دنبال ميشي

صحرا
صحرا

فلسفه الاكلنگ اثبات بزرگي كسي است كه فرو مينشيند تا ديگري پرواز را تجربه كند .

صحرا
صحرا

نمی خواهی دستانت را به دستانم بسپاری؟ نمی خواهی میزبان دلتنگی هایم باشی؟ نمی خواهی حلقه یاس های سپید را به گردنم بیاویزی؟ نمی خواهی شبنم های اشتیاق به چشمانم هدیه دهی؟ نمی خواهی گونه هایم را با شفافیت شرم بیامیزی؟ نمی خواهی دوباره به معصومیت نگاهم سوگند بخوری؟ نمی خواهی زمزمه کنی به عظمت اشکی که در دیده ات می درخشد به عظمت سکوتی که در زندگی ات جاریست و به عظمت تمام دل شکستگی های بی صدایت

صحرا
صحرا

و امشب را فقط امشب برای خاطر آن لحظه های درد کنار بستر تاریک من ، شب زنده داری کن که من امشب برای حرمت عشقی که ویران شد برایت قصه ها دارم تو امشب آخرین اشکم بروی گونه می بینی و امشب آخرین اندوه من مهمان توست بیا نامهربان و امشب را کنار بستر تاریک من شب زنده داری کن چه شبهایی که من تا صبح برایت گریه می کردم و اندوهم همیشه میهمان گوشه و سقف اتاقم بود قلم بر روی کاغذ لغزشی دشوار می پیمود که من در وصف چشمانت کلامی سهل بنویسم