Sajad
زندگی مثل یه پل قدیمیه!به این فکرنکن که اگه تنهاازش بگذری دیرتر خراب میشه،باچندنفر برو تااگه افتادی یکی باشه دستتو بگیره.
Sajad
جاده دوطرفه می شود من می روم، تو می آیی و در این جاده دور برگردانی نیست
Sajad
مسموم شده ام از بوسه هایی که، تاریخ مصرفشان گذشته بود باید می دانستم، رویاها هم تاریخ انقضا دارند
Sajad
زندگی همیشه در سادگیست….!
Sajad
توی زندگی واسه کسی بسوزکه برای خاموش کردنت بااشک تلاش کنه؟
Sajad
خوش به حال تکه سنگ که نداره دل تنگ…
Sajad
دیگران… همیشه برایم ….گران… تمام شدند بجاى اینکه نگرانم…. شوند
Sajad
به او بگویید دیگر ….او….هاى نوشته هایم را به خود نگیرد….از این به بعد….او…دیگر آن او نیست…..
Sajad
ماهرچه دویدیم به مقصد نرسیدیم،ازعشق به جز مزه ی تلخش نچشیدیم.
Sajad
خسته ام . .خسته از خواستنی که داشتن نشد. . .
Sajad
حوصله خواندن ندارم! حوصله نوشتن هم ندارم! این همه دلتنگى دیگر نه با خواندن کم مى شود، نه نوشتن… دلم لمس آغوشت را مى خواهد؛ فقط همین…
Sajad
هرجاکه آهوئى میبینى گم کرده راهش را/معصوم میبینى طرزنگاهش را/آنجاتویادم کن آنجاتویادم کن