Sajad
حالا كه رفته اي از اين مثلث يك خط بيشتر نمانده است مني كه بي تو يكراست به خدا مي رسم
Sajad
به امید اون روزی که کارتون خواب هام بگن عجب بارون قشنگی ...
Sajad
آخ . . . از این عصر ارتباطات که تا شنیدن صدایت چند ثانیه راه ست و تا داشتنت ... کاش تنها راهت از من دور بود !
Sajad
چه حرف بی ربطیست که مرد گریه نمی کند ! گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مــــــرد باشی تا بتوانی گریه کنی ..
Sajad
طاقچه ی اتاقـــــــــم حالا پُر است از خاطراتـــــی که دیگر جان نمی گیرنـــــد قاب عکس روزهای رنگـــــــی فقط دلم را می سوزانـــــد و چشمانـــــم را چه خوش نشســــــــــته ای بر قاب خاطـــــــــــره با لبخندی جاویـــــــــــدان . . . !
Sajad
نه تنها ترکت میکنن وقت رفتن با تمام پر رویی دستور هم میدن مواظبِ خودت باش.....!
Sajad
یادته زیر گنبد کبود دوتا رفیق بودن و کلی حسود*تقصیر همون حسودا بود که حالا شده یکی بود یکی نبود
Sajad
گاهی دست (خودم) را می گیرم؛ میبرم هواخوری. (یاد) تو هم که همه جا با من است، (تنهایی) هم که پا به پایم می دود... می بینی؟ وقتی نیستی هم جمعمان جمع است...
Sajad
چه دنیای عجیبی!!! هروقت حرف دلم را زدم،دلت را زدم!!!