Sajad
فرقي نميكند ،
بگويم وبداني ،
يا
نگويم ونداني .
فاصله دورت نميكند ، وقتي
درخوبترين جاي انديشه ام جاي داري ...
Sajad
سکوت میکـُنم ... چـون هیچ کلــمه ای بـرای توصیف حـال پریشـانـم وجـود ندارد .
Sajad
مهربانی جاده ای است که هرچه پیش می رود ، خطرناک تر می گردد
Sajad
هیچوقت بیش از حد عاشق نباش بیش از حد اعتماد نکن و بیش از حد محبت نکن چون همین بیش از حد به تو بیش از حد آسیب میرساند . . .
Sajad
گاهی دو نفر باید از هم فاصله بگیرند تا بفهمند چقدر نیازمند برگشتن به همدیگرند . . .
Sajad
بگو ... هر چه که دلت می خواهد !!! اما ... گوشهای من به تلخ حرفهای تو بدهکار نیستند خودت را هم بکشی من از تو دست نمی کشم !!! چون آن روز که دل به تو می بستم امیدم را به خــــــــــــــــدا بستم...
Sajad
کیسه بُکسم اگه جای ما بود تا الان دیگه دردش اومده بود ! روزگار یکم آرومتر ....
Sajad
لعنتی باشـــه ! مـن بـــه تــــو نـمیــــام ، امــا تــــو بـه خــودت بیــا . . .!
Sajad
به کلبه کوچک دلم دعوتت میکنم تا بدانی در اجاق سرد دلم چیزی جز یاد تو نمیسوزد
Sajad
چاره ای نیست شاپری... چشم آدمی که بازتر شود دل آدمی تنگ تر می شود...
Sajad
گاهی چراغ های خانه هم، مثل لامپ های خیابانی فقط از روی وظیفه ، روشن می شوند
Sajad
کوچ پرنده به من آموخت وقتی هوای رابطه سرد است ، باید رفت