Sajad
بهم گفت یه آرزو دارم واسم دعا كن...منم هر شب براش گريه میکردم و از خدا ميخواستم آرزوش برآورده بشه...اما نمیدونستم آرزوش جدایي از من بود...
Sajad
کنج دیوار . . . روبروی هم ! و چه خوب که قهوه را نخوردیم حرفهایمان به قدر کافی . . . تلخ بود !!
Sajad
تازگی ها حرف هایم بوی ناشکری می دهند ... خدایا لطفا تو به چشم درد و دل ببین!
Sajad
هیچ کس آنقدرفقیرنیست که نتواند به کسی لبخند ببخشد وهیج کس آنقدرثروتمند نیست که به لبخندی نیاز نداشته باشد !
Sajad
فهمید...!!! . تنها شده...!!! . اما...!!! . نمیدانست چرا...؟؟؟ . شاید...!!! . او هم...!!! . مهربان بوده...!!!
Sajad
تا روزش فرا نرسید باور نکردم که جوان به حادثه ای پیر میشود گاهی...
Sajad
نگران اشکـــ هایم نباش ! از لبخنــــــــــــد هایم بترس ، که معنایش اشکـ های فردایِ توستـــ !!!
Sajad
رفع زحمت میکنیم....دوستان....تا دیداری بعــد شمارو به خدای منان میسپارم...یا علــی
Sajad
خسته ام از جنس قلابیِ آدمها هـــی فلانــــــــــی! راهت را بگیــر و برو... حوالـــــــــــــــی ما توقف ممنوع است...!
Sajad
یک وقت هایی یک حرف هایی یک آدمهایی را عجیــــــــــــــــــــــــــب از چشم می اندازد
Sajad
ســـــــــــــــــاکت که می مانی... میگذارند به حساب جواب نداشتنت! عـــــــــــــــــــمراً بفهمند داری جان میکنی تا حرمــــــــــــــــــــــــــــــــتهـا را نگه داری...