Sajad
چقدر دوست داشتم تمام دلتنگى هاى این روزا رو با کسى تقسیم میکردم و یا کسی بود که براى گوش دادن به درد دلاى من بماند. حتى براى چند لحظه… اما فاصله ى زیادى بین ما است..، فریاد میزنم… گویا صدایم را نه تو میشنویی و نه کس دیگه اى…
Sajad
ارزش قطره های باران راگلهای تشنه میدانندوارزش دوستان خوب رادلهای تنگ. .
Sajad
سالها آرزو داشتم سایه اش بر سرم باشد. کور بودم… او سراسر نور بود…
Sajad
گاه دلتنـگــ مےشـومــ؛ دلــ تنگتــر از همہ ے دلتنگــےها! گوشہ اے مےنشینــمــ وحسرتہـا را مےشمـارمــ وباختنہـا و صداے شکـستن را! نمےدانمـ من،کدامین امید را ناامید کردم، کدام خواهـش را نشنیدمو بہ کدام دلتنگـے خندیـدم کہ: “چنیــن دلتنگــمــ..”
Sajad
"בِل " ... ايـטּ کلمه ے بي نقطه گاهـی تنگــ مي شود ، تـآ حــבِّ يکــ " نقطه ... "
Sajad
آرزوی من اینست که دو روز طولانی درکنار تو باشم فارغ از پشیمانی آرزوی من اینست یا شوی فراموشم یا که مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم آرزوی من اینست که تو مثل یک سایه سر پناه من باشی لحظه تر گریه آرزوی من اینست نرم و عاشق و ساده همسفر شوی با من در سکوت یک جاده آرزوی من اینست هستی تو من باشم لحظه های هوشیاری مستی تو من باشم
Sajad
ﺧـــــــﺪاﯾــــــــــــــــــﺎ
ﺧﯿـــــﻠﯽ دل ﺗﻨﮕﻢ
در ﮔﻠﻮﯾﻢ اﺑـــﺮ ﮐﻮﭼــﮑﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﯿــﺎل ﺑـﺎرش ﻧـــﺪارد ..ﻣﯿــــــﺸﻮد ﻣــﺮا ﺑــﻐﻞ ﮐﻨـــﯽ ؟
Sajad
ﺧــﺪاﯾـــــــــﺎ، توخیلى بهم امتیاز دادى،ولى من دارم میبازم…
Sajad
" آهسته " بیا چیزی هم " ننویس " ! " Like " را هم فشار نده همان كه " بخوانی " بس است لامصب من به " بیمحلی های تو " عادت دارم ...!!
Sajad
“تو” عزیز خواهى ماند… حتى اگر راه.نگاهت را از من دور کند…