Sajad
هیچکس اشکی برای ما نریخت هر که با ما بود از ما می گریخت چند روزی هست حالم دیدنیست حال من از این و آن پرسیدنیست گاه برروی زمین زل میزنم گاه بر حافظ تفال میزنم حافظ دیوانه فالم را گرفت غزلی آمد که حالم را گرفت ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
Sajad
تو خانواده خود را انتخاب نمی کنی آنها هدیه خداوند هستند به تو و تو هدیه خداوندی برای آنها
Sajad
دشمنان بسيار با من ستيز كردند اما هيج كس را دشمن تر از نفس خويش نيافتم "بزرگمهر
Sajad
ديرگاهيست كه تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است باز هم قسمت غم ها شده ام دگر آينه زمن با خبر است كه اسير شب يلدا شده ام من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام كاش چشمان مرا خاك كنيد تا نبينم كه چه تنها شده ام®
Sajad
فـــــــــــــــرهنگ لغات (دیدگاه)
Sajad
نیا باران زمین جای قشنگی نیست من از اهل زمینم خوب میدانم که گل درعقد زنبوراست امایک طرف سودای بلبل یک طرف خال لب بروانه راهم دوست میدارد.نیا باران زمین جای قشنگی نیست.من از جنس زمینم خوب میدانم که ایمجا جمعه بازار است ودیدم عشق را در بسته های زر دو کودک نسیه میدادند.در اینجا قدر نشناسند مردم وشعر حافظ را بافال کولیان اندازه میگیرند.نیا باران زمین جای قشنگی نیست
Sajad
بعلاوه خدا باشی منهای هر چیزی زندگی میکنی . . .
Sajad
هر بامداد آهویی از خواب بر میخیزد و میداند که از تند ترین شیر باید تندتر بدود ، وگرنه کشته خواهد شد هر بامداد شیری از خواب بر میخیزد و میداند ار تند ترین آهو باید تند تر بدود ، وگرنه از گرسنگی خواهد مرد فرقی ندارد آهو باشی یا شیر ، آفتاب که برمیآید آماده دویدن باش . . .
Sajad
به افکارت زبان نده ، ظرف که خالی باشد صدای بیشتری دارد . . .
Sajad
به سلامتی درخت ، نه به خاطر میوش ، به خاطر سایش ، به سلامتی دیوار ، نه به خاطر بلندیش ، واسه اینکه هیچ وقت پشت آدم رو خالی نمی کنه ، به سلامتی دریا ، نه به خاطر بزرگیش ، واسه یک رنگیش ، به سلامتی سایه که هیچ وقت آدم رو تنها نمی ذاره .
Sajad
می رسد روزي كه بي من روزها را سر كني مي رسد روزي كه مرگ را باور كني مي رسد روزی كه تنها در كنار قبر من شعر هاي كهنه ام رامو به مو از بر كني
Sajad
هر وقت خواستي بدوني كسي دوست داره تو چشماش زُل بزن تا عشق را تو چشماش ببيني، اگه نگات كرد عاشقته، اگه خجالت كشيد، بدون برات ميميره، اگه سرشو انداخت پايين و يك لحظه رفت تو فكر، بدون كه بدون تو ميميره و اگر سرشو انداخت پايين و خنديد و حرفو عوض كرد بدون كه اصلا دوست نداره