خسرو شکیبایی می گفت: بعضی وقت ها { روزگار} ؛ یکی طوری می سوزونتت که هزار نفر نمیتونن خاموشت کنن، بعضی وقت ها یکی طوری خاموشت میکنه که هزار نفر نمیتونن روشنت کنن. زمانه ایست که #خیلی...خیلی چیزها آنطور که بود یا باید باشد،"نیست".....!
بخداگفتم خستم گفت لاتنقطوا من رحمت الله از رحمت #من نا امید نشوید..گفتم:هیچکس نمیدونه تو #دلم چی میگذره گفت:ان الله بین المرء وقلبه،خدا حائل است میان انسان وقلبش گفتم:هیچکس و ندارم گفت،نحن اقرب الیه من حبل الورید.ما از #رگ گردن به شما نزدیکتریم گفتم انگار من وفراموش کردی؟ گفت فاذکرونی اذکرکم..منو #یاد کنید تاشمارایاد کنم..