saman_farari
هر سحر آفتاب من بودی ....... همه شب ها شهاب من بودی ......... ور شکستم بدون چشمانت ....... تو تمام حساب من بودی ......
saman_farari
انتقام رو از اونی باید گرفت که رفت … نه اونی که از همه جا بی خبر؛ داره می یاد …!!!
saman_farari
آرامترین کلماتند که طوفانی را با خود به همراه می آورند. افکاری که با پای کبوتران پیش می آیند جهان را مسخر می سازند … (نیچه)
saman_farari
حماقت هایی هستند که با یاد آوری آنها می خندیم و این حماقتها دردآورترین خاطرات زندگی ما هستند ......
saman_farari
گرچه کردم ذوقها از آشناییهای او / انتقام از من کشید، آخر جداییهای او …