دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

♥سَمیـــ ــرا♥

شعرهایی که وقت تنهایی به ذهنم تراوش می کنند... حرفهای دلم... از رنجی که می برم... رازهای نهفته د... درباره »
♥سَمیـــ ــرا♥
زن - مجرد
امتیاز: 7108

دنبال‌شدگان

(922 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(875 کاربر)

گروه‌ها

(30 گروه)

بازدید

♥سَمیـــ   ــرا♥
♥سَمیـــ ــرا♥

زن قداست دارد . برای با او بودن باید مرد بود نه نر!

♥سَمیـــ   ــرا♥
♥سَمیـــ ــرا♥

@نادر(Kamyab)

♥سَمیـــ   ــرا♥
♥سَمیـــ ــرا♥

@Mr.SileNce تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا وجود پاکت اومد تو جمع و خلوت ما تو تقویما نوشتیم تو این روز و تو این ماه از آسمون فرستاد خدا ۱ ماه زیبا تولدت مبارک

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥سَمیـــ   ــرا♥
♥سَمیـــ ــرا♥

@ツRozitaツ روز تولد تو روز نگاه باران بر شوره زار تشنه بر این دل بیابان روز تولد تو گویی پر از خیال است یاس و کبوتر و باد در حیرت تو خواب است

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥سَمیـــ   ــرا♥
♥سَمیـــ ــرا♥

@حامد ♥ من عیدی میخوام

♥سَمیـــ   ــرا♥
♥سَمیـــ ــرا♥

بهم کمک کنین برای پروفایلم اهنگ بذارم

♥سَمیـــ   ــرا♥
♥سَمیـــ ــرا♥
در سلام

سهلاممممممممممم دنبالررررررررررر بازم هیچکدوم از دوستام نیستن من تهنام

♥سَمیـــ   ــرا♥
♥سَمیـــ ــرا♥

نصف شبی برق خونمون قطع شده بود چشم چشمو نمیدید ، در اتاقو باز کردم مامانم پشت در بود تا منو دید وحشت زده گفت “بسم الله الرحمن الرحیم”

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥سَمیـــ   ــرا♥
♥سَمیـــ ــرا♥

چند دقیقه پیش یهویی بابام از خواب پرید ، دیدیم صورتش خیس خیس و نفسش بالا نمیاد هر چی سوال میکردیم چی شده جوابمونو نمیداد ؛ بعد از ۱۰ دقیقه میگه : خواب دیدم فردا امتحان دارم هیچی نخوندم

♥سَمیـــ   ــرا♥
♥سَمیـــ ــرا♥

بابام میگه نوشابه بخرم ؟؟؟ مامانم میگه : نه هندونه داریم

♥سَمیـــ   ــرا♥
♥سَمیـــ ــرا♥

مامانم اصلن نمی تونه ناهار برنج نخوره ، چون تازگیا دیابت گرفته دکتر بهش گفته حداکثر یه کفگیر برنج بخور ، مامانم با بزرگترین کفگیر ممکن برای خودش برنج می ریزه … میگم مامان این که خیلی زیاده !!! میگه دکتر خودش گفته یه کفگیر ، نگفته چه کفگیری که

♥سَمیـــ   ــرا♥
♥سَمیـــ ــرا♥

بچه بودم بعضی وقتا به عروسکام انقد زُل میزدم تا مچشونو حین تکون خوردن بگیرم ! یه همچیم آدم خجسته و شیرین العقلی بودم من

این ارسال را بازنشر کرده است.